بسیارند كسانى‏‌كه با شعار «خواهى نشوى رسوا هم‌رنگ جماعت شو»، در طول عمرشان قدمى یا كلامى كه برخلاف مسیر عموم باشد، بر نمى‏‌دارند و در هیچ موردى خط شكن و قالب ساز نیستند و همیشه قالب پذیرند و به اصطلاح نان را به نرخ روز مى‏‌خورند و به هر سمت و سویى كه باد مى‏‌آید، متمایل مى‏‌شوند.
در مقابل این افراد، افرادى هستند؛ قالب ساز، خط شكن و هیچ نظام اقتصاى، سیاسى، اجتماعى و خانوادگى، مانع تصمیم بر حق آنان نمى‌‏شود. به قول قرآن «لایخافون فى اللّه لومة لائم‏» « مائده، 54» انبیا و اولیاى الهى از این گروه بودند.
در مركز بت‌‏پرستى، علیه بت قیام مى‏‌كنند. در برابر فرعون، ایستاده و فضا و قالب حاكم بر جامعه را مى‌‏شكنند.
در برابر رژیم بنى‏‌امیه تسلیم نمى‏‌شوند و نزد هركس سر خم نمى‌كنند و زیر سم اسب مى‏‌روند؛ ولى تن به ذلّت نمى‏‌دهند.
قرآن به این افراد حتى اگر یك نفر باشند، كلمه‏‌ى امّت مى‌‏گوید. «انّ ابراهیم كان امّة قانتاً» « نحل، 120»
بنابراین ما نباید از هر ایراد و شبهه و تنشى هراس داشته باشیم بلكه باید براى خوبان الگو و امام باشیم «و اجعلنا للمتقین اماما» « فرقان، 74» خداوند براى همه مردم تاریخ زن فرعون را كه در برابر افكار و آداب فرعون یك تنه ایستاد و ذره‌‏اى عقب نشینى نكرد، نمونه قرار داده است. «ضرب الله مثلًا للذین آمنوا امرئة فرعون» « تحریم، 11»
«وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ‏ لائِمٍ‏» (مائده/ 54) «وَ لا یَخافُونَ» قرآن تجلیل مى‏‌كند و مى‌‏گوید: عده‌‏اى هستند كه از مین‏‌ها ترسى ندارند. ترس ندارند كه آقا رادیو چه گفت؟ مجله‏‌ها چه گفتند؟ بین الملل چه گفت؟ چه كسى را محكوم كرد؟ كنفرانس چه كرد؟ سران عرب دور هم نشستند و چه گفتند؟ هرچه مى‏‌خواهند بگویند. بگذارید ما تنها باشیم. اصلا بگذارید ما برادرى نداشته باشیم. مگرپیغمبر، مگر ابراهیم، مگر اصحاب كهف تنها نبودند.
امیرالمومنین مى‏‌فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِى طَرِیقِ الْهُدَى لِقِلَّهِ أَهْلِهِ» (نهج‌‏البلاغه، خطبه 201) اگر راه‌تان صاف است، غصه نخورید كه دولت‌ها با شما نیستند، در عوض ملت‌ها با شما هستند. ممكن است ما در مكه نباشیم كه برائت واعلام برائت كنیم ولى بالاخره از كشورهاى دیگر هستند. گرچه ممكن است ایرانى نباشد اما بچه مسلمان مصرى، اندلسى، مراكشى، عراقى، لبنانى آنقدر بچه‏‌هاى عرب هستند كه مى‏‌توانند این شاهزاده‌‏هاى عیاش را در اروپا بگیرند و به حسابشان برسند. دست ما نمى‏‌رسد اما مسلمان هست. مادستمان كوتاه است اما اهل غیرت هست.
به قول رهبر كبیر انقلاب مسلمانها وظایف خودشان را مى‏‌دانند. بگذار برائت ما در مكه متوقف بشود. بگذار چراغ اسلام در كربلا خاموش بشود. مهم این است كه از همه دنیا شب عاشورا صداى یا حسین برخیزد. چراغ عمر اصحاب حسین خاموش شد. خیمه‌‏هایشان هم سوخته شد. على اصغرشان هم شهید شد. حتى بدن امام حسین را هم زیر سم اسب گذاشتند. بگذارید همه اینها بشود، اما شبى مى‌‏آید كه از تمام در و دیوار صداى یا حسین بلند شود. اینطور نیست كه اگر یك جایى چراغى خاموش شد، خدا هم آن را خاموش كند. خدا قول داده است كه حزب خودش را حمایت كند؛ از گروهى كه مى‏‌فرماید نمى‏‌ترسند، تجلیل مى‏‌كند. «كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثیرَهً» (بقره/ 249) شعارشان این است‏ «كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثیرَهً»
آدم مخلص ظاهر و باطنش یكى است. فقط بنده اوست، مى‌‏خواهد خدا را راضى كند. ولذا قرآن مى‏‌فرماید: كسى كه مى‏‌خواهد خدا را راضى كند باكى ندارد.
 به امام (ره) گفتند: این فتواى قتل سلمان رشدى با قوانین بین الملل سازگار نیست؟! امام فرمود: به درك، قوانین بین الملل چیست؟! آبروى رسول الله را بردند! او مخلص بود.
مخلص كسى است كه اگر از جایى مى‌‏رفت یادش آمد نمازش در حال قضا شدن است همانجا نماز بخواند. من فقط بنده توام. نسبت به زن و مرد و ترك و عجم تعصب ندارم. مى‏‌گویم: «السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ». آدم مخلص فقط خدا را مى‌‏بیند. حمایت از شخص بخصوصى بدون دلیل اخلاص نیست. هرچه رنگ غیر خداست كنار مى‏‌گذاریم.
خدیجه را بایكوت كردند گفتند هیچكس سراغ خدیجه نرود ولى خدیجه تكان نخورد «لا یَخافُونَ لَوْمَهَ‏ لائِمٍ‏» (مائده/ 54)  گاهى وقت‌ها در یك شرایطى قرار مى‌‏گیریم توى جلسه فامیلى، عروسى، سفرها، خوابگاه دانشجویى گاهى یك صحنه‏‌هایى پیش مى‏‌آید كه اگر من خواسته باشم بنده‏‌ى خدا باشم به من لبخند مى‌‏زنند خدا مى‏‌گوید بلند شو بنده‌‏ى خدا باش لبخند را تحمل كن خدیجه زمانى نماز مى‏‌خواند كه همه مسجدالحرام به این مى‏‌خندیدند پیش نماز پیغمبر دو تا هم پس نماز داشت یك نماز جماعت سه نفرى كل مردم مكه مى‏‌خندیدند تحمل كنید این خنده‏‌ها جبران مى‌شود.
یك‌بار نگویى من مى‏‌خواستم این كار را بكنم دیدم مردم مى‏‌خندند خوب بخندند این‌قدر آدم داریم كه بخاطر خنده دست از دین بر مى‏‌دارد بخاطر یك متلك دست از دین بر مى‏‌دارد.
قرآن مى‏‌فرماید حسین جان! لَمْ تَأْخُذْكَ» نگرفت تو را «فِى اللَّهِ» در راه خدا «لَوْمَهُ‏ لَائِمٍ‏»  یعنى ملامت ملامت كنندگان در تو اثر نكرد.
(بحارالانوار/ ج 98/ ص 180)
چهل و سه رادیو به امام جسارت مى‏‌كرد ذره‌‏اى در روح امام اثر نكرد رهبر جو ناپذیر خود امام بود امام در یكى از بیاناتش فرمودند: اگر خمینى تنها بماند سر آشتى با آمریكا خم نخواهم كرد.




طبقه بندی: مباحث اعتقادی، اخلاق اسلامی، شبهات اعتقادی،
تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | 10:53 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
پیروى از دیگران، خواه پیروى از افراد زنده باشد یا از گذشتگان، و خواه پیروى از یك فرد باشد یا از یك گروه، از چهار صورت خارج نیست:
1- تقلید جاهل از عالم- یعنى پیروى كسى كه چیزى را نمى‏داند از متخصص و آگاه آن فن، همچون مراجعه بیمار ناآگاه از طب به طبیب آگاه و دلسوز.
2- تقلید عالم از عالم- یعنى مراجعه اهل فن به یكدیگر و پیروى بعضى از بعضى دیگر.
3- تقلید عالم از جاهل- كه یك انسان آگاه، علم خود را رها كند و چشم و گوش بسته دنبال جاهلان افتد.
4- تقلید جاهل از جاهل- كه گروهى نادان رسم و سنت اعتقادى را بدون دلیل براى خود انتخاب كنند و گروه نادان دیگرى چشم و گوش بسته به دنبال آنها به حركت درآیند و بیشترین عامل انتقال عقاید فاسد و رسوم غلط از قومى به قومى دیگر در همین قسم داخل است و بیشترین مذمت قرآن نیز از همین است.
روشن است از این چهار قسم تنها قسم اوّل است كه مى‏تواند منطقى و ممدوح باشد و اصولًا محور زندگى انسان‏ها را در مسائل تخصصى این‏گونه‏ پیروى‏هاى عاقلانه و منطقى تشكیل مى‏دهد، زیرا مسلّم است هیچ‏كس هر چند بزرگترین نابغه جهان باشد نمى‏تواند در همه چیز صاحب تخصص شود، مخصوصاً در عصر و زمانى كه رشته‏هاى تخصصى آن‏قدر گسترش پیدا كرده كه تنها در رشته طب مثلًا صدها گونه تخصص وجود دارد كه عادتاً محال است یك فرد در تمام رشته‏هاى همین یك فن متخصص شود تا چه رسد به فنون دیگر.
با این حال هركس در رشته‏اى متخصص است به اجتهاد خود در آن رشته عمل مى‏كند و آنها كه در آن رشته مجتهد و صاحب نظر نیستند راهى جز این ندارند كه به صاحبنظران و متخصصان آن فن مراجعه كنند.
یك مهندس ساختمان اگر بیمار شود به طبیب مراجعه مى‏كند، و اگر آن طبیب بخواهد ساختمانى بسازد از این مهندس دستور مى‏گیرد، یعنى هر كدام در یك رشته «مجتهد» و در رشته‏اى دیگر «مقلد» هستند، و این اصلى است عقلایى (رجوع جاهل به عالم، و غیر مجتهد به مجتهد، یا غیر متخصص به متخصص) كه همیشه در میان انسان‏ها بوده و هست، و اصولًا چرخ‏هاى زندگى بشر بدون آن گردش نمى‏كند، البتّه صاحب‏نظران و مجتهدانى كه به آنها مراجعه مى‏شود شرایطى دارند كه بعداً به آن اشاره خواهد شد.
این همان است كه گاهى از آن تعبیر به‏ «أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» مى‏شود همان‏گونه كه قرآن مجید مى‏گوید:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهَ أُسْوةٌ حَسَنَةٌ؛ براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود» (احزاب/ 21)
و در سوره انعام مى‏خوانیم: «أَولئِكَ الَّذِیْنَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه؛ آنها (گروهى از انبیاى پیشین مانند اسماعیل و یونس و یحیى و یوسف و موسى) كسانى هستند كه خداوند هدایتشان كرده، پس به هدایت آنان اقتدا كن» (انعام/ 90).
خطاب در این آیه گرچه به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است ولى بعید نیست منظور امت باشد.
و اما سه قسم دیگر از اقسام چهارگانه تقلید همه باطل و بى‏اساس و غیر منطقى است، اما «تقلید عالم از جاهل» و «تقلید جاهل از جاهل، كاملًا معلوم است، ولى در مورد تقلید «عالمان» از «عالمان» هرگاه مراجعه عالمى به عالم دیگر براى مشاوه و به دست آوردن اطلاعات بیشتر در آن رشته تخصصى بوده باشد، این مسلماً مذموم نیست، امّا نام آن را «تقلید» نمى‏توان گذاشت، بلكه نوعى «تحقیق» و تكمیل تخصص است.
تقلید آن است كه عمل و آگاهى خود را در آن رشته به كلى نادیده بگیرد و چشم و گوش بسته از دیگرى پیروى كند، مسلّماً براى چنین شخصى كه قادر بر تحقیق و اجتهاد است چنین تقلیدى مذموم و نادرست است، به همین دلیل در فقه اسلامى تقلید كردن براى مجتهدان حرام است.
از آنچه گفتیم فلسفه تقلید افراد غیر فقیه در مسائل فقهى از مجتهدان و فقهاى آگاه كاملًا روشن شد، و شبیه آن در تمام رشته‏هاى علمى رواج دارد، و از آن‏جا كه فقه اسلامى به قدرى گسترده است كه هركس بخواهد در آن صاحب‏نظر شود باید تمام عمر خود را وقف تحصیل و تحقیق در این رشته كند و این امر براى همه مردم امكان‏پذیر نیست، ناچار باید گروهى به این رشته پردازند، و افراد دیگر در مسائل فقهى از آنها پیروى كنند، ولى در اصول اسلام (اصول دین) كه همه به فراخور حال خویش قادر بر تحقیق در آن هستند تقلید جایز نیست.



طبقه بندی: مباحث اعتقادی، شبهات، شبهات اعتقادی،
تاریخ : سه شنبه 18 خرداد 1395 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
روزه ابعاد گوناگونى دارد، و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى ‏گذارد، كه از همه مهمتر «بعد اخلاقى» و فلسفه تربیتى آن است.
از فوائد مهم روزه این است كه روح انسان را «تلطیف»، و اراده انسان را «قوى»، و غرائز او را «تعدیل» مى‏ كند.
روزه ‏دار باید در حال روزه با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب و همچنین لذت جنسى چشم بپوشد، و عملًا ثابت كند كه او همچون حیوان دربند اصطبل و علف نیست، او مى ‏تواند زمام نفس سركش را به دست گیرد، و بر هوسها و شهوات خود مسلط گردد.
در حقیقت بزرگترین فلسفه روزه همین اثر روحانى و معنوى آن است، انسانى كه انواع غذاها و نوشابه ‏ها در اختیار دارد و هرلحظه تشنه و گرسنه شد به سراغ آن مى‏ رود، همانند درختانى است كه در پناه دیوارهاى باغ بر لب نهرها مى‏ رویند، این درختان ناز پرورده، بسیار كم مقاومت و كم دوامند، اگر چند روزى آب از پاى آنها قطع شود پژمرده مى‏ شوند، و مى‏ خشكند.
اما درختانى كه از لابلاى صخره‏ ها در دل كوه ها و بیابان ها مى‏ رویند و نوازشگر شاخه‏ هایشان از همان طفولیت، طوفان هاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محرومیت ها دست به گریبانند، محكم و بادوام و پراستقامت و سخت كوش و سخت جانند!.
روزه نیز با روح و جان انسان همین عمل را انجام مى‏ دهد و با محدودیت هاى موقت به او مقاومت و قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى‏ بخشد، و چون غرائز سركش را كنترل مى‏كند بر قلب انسان نور و صفا مى‏پاشد.
خلاصه روزه انسان را از عالم حیوانیت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى‏دهد، جمله لعلكم تتقون (باشد كه پرهیزگار شوید) در آیه 183 سوره بقره در بیان فلسفه وجوب روزه اشاره به همه این حقایق است.
و نیز حدیث معروف الصوم جنة من النار: «روزه سپرى است در برابر آتش دوزخ» اشاره به همین موضوع است «1».
در حدیث دیگرى از على علیه السلام مى‏خوانیم كه از پیامبر صلى الله علیه و آله پرسیدند: چه كنیم كه شیطان از ما دور شود؟ فرمود: «روزه روى شیطان را سیاه مى‏كند، و انفاق در راه خدا پشت او را مى‏شكند، و دوست داشتن به خاطر خدا، و مواظبت بر عمل صالح دنباله او را قطع مى‏كند، و استغفار رگ قلب او را مى‏برد»! «2»
در نهج البلاغه به هنگامى كه امیرمؤمنان على علیه السلام فلسفه عبادات را بیان مى‏كند به روزه كه مى‏رسد چنین مى‏فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق: «خداوند روزه را از این جهت تشریع فرموده كه روح اخلاص در مردم پرورش یابد»! «3».
و نیز در حدیث دیگرى از پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم: ان للجنة باباً یدعى الریان لایدخل فیها الا الصائمون: «بهشت درى دارد به نام «ریان» (سیراب شده) كه تنها روزه داران از آن وارد مى‏شوند.
مرحوم صدوق در «معانى الاخبار» در شرح این حدیث مى‏نویسد انتخاب این نام براى این در بهشت به خاطر آن است كه بیشترین زحمت روزه‏دار از ناحیه عطش است، هنگامى كه روزه داران از این در وارد مى‏شوند چنان سیراب مى‏گردند كه بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد «4»
                        یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 420
اثر اجتماعى روزه بركسى پوشیده نیست. روزه یك درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمكن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درمى‏یابند، وهم با صرفه جوئى در غذاى شبانه روزى خود مى‏توانند به كمك آنها بشتابند.
البته ممكن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مسأله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه «هشام بن حكم» از علت تشریع روزه پرسید، امام علیه السلام فرمود:
 «روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنى مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنى طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق كند، چرا كه اغنیاء معمولا هرچه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى‏خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند» «1».
راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند بازهم اینهمه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!
اثر بهداشتى و درمانى روزه‏
در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزآساى «امساك» در درمان انواع بیماریها به ثبوت رسیده و قابل انكار نیست، كمتر طبیبى است كه در نوشته‏هاى خود اشاره‏اى به این حقیقت نكرده باشد، زیرا مى‏دانیم عامل بسیارى از بیمارى‏ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربیهاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى‏ماند، این مواد اضافى در لابلاى عضلات بدن در واقع لجنزارهاى متعفنى براى پرورش انواع میكرب‏ها و بیمارى‏هاى عفونى است، و در این حال بهترین راه براى مبارزه با این بیماریها نابود كردن این لجنزارها از طریق امساك و روزه است!.
                        یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 421
روزه زباله‏ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى‏سوزاند، و در واقع بدن را «خانه تكانى» مى‏كند.
به علاوه یك نوع استراحت قابل ملاحظه براى دستگاه گوارش و عامل مؤثرى براى سرویس كردن آن است، و با توجه به اینكه این دستگاه از حساسترین دستگاههاى بدن است و در تمام سال به طور دائم مشغول كار است، این استراحت براى آنها نهایت لزوم را دارد.
بدیهى است شخص روزه‏دار طبق دستور اسلام به هنگام «افطار» و «سحر» نباید در غذا افراط و زیاده روى كند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه كامل بگیرد، در غیر این صورت ممكن است نتیجه برعكس شود.
 «الكسى سوفورین» دانشمند روسى در كتاب خود مى‏نویسد:
 «درمان از طریق روزه فائده ویژه‏اى براى درمان كم خونى، ضعف روده‏ها، التهاب بسیط و مزمن، دملهاى خارجى و داخلى، سل، اسكلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوارستنى، عرق النساء، خراز (ریختگى پوست)، بیماریهاى چشم، مرض قند، بیماریهاى جلدى، بیماریهاى كلیه، كبد و بیماریهاى دیگر دارد.
معالجه از طریق امساك اختصاص به بیماریهاى فوق ندارد، بلكه بیماریهائى كه مربوط به اصول جسم انسان است و با سلولهاى جسم آمیخته شده همانند: سرطان سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا مى‏بخشد»! «1».
در حدیث معروفى پیغمبر صلى الله علیه و آله اسلام مى‏فرماید: «صوموا تصحوا»: «روزه بگیرید تا سالم شوید» «2».
و در حدیث معروف دیگر نیز از پیغمبر صلى الله علیه و آله رسیده است «المعدة بیت كل داء و الحمیة رأس كل دواء»: «معده خانه تمام دردها است و امساك بالاترین داروها «3»»! «4»

تاریخ : جمعه 7 خرداد 1395 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
تعداد کل صفحات : 33 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم