تبلیغات
حضوری برای ظهور
در تفسیر صافى در شأن نزول آیه 135 سوره مباركه آل عمران:

«وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ ؛ و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند یا به خود ستم كنند، به یاد خدا مى‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏كنند و كیست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟»

از مجالس صدوق1 ، روایت از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه معاذ بن جبل خدمت پیامبر اعظم (صلى‏ الله علیه و آله و سلم)، رسید درحالی‌که گریه می کرد. سلام عرض كرد و جواب شنید.
پیامبر فرمودند: چرا گریه مى‏كنى؟ عرض كرد: یا رسول الله، دم در، جوانى خوش صورت و رنگ خوب، چنان بر جوانى خودش گریه مى‏‌كند كه مثل زن پسر مرده و مى‏‌خواهد به حضورتان مشرف شود؛ حضرت فرمودند: آن جوان را
بیاور؛ معاذ رفت و جوان را حاضر كرد؛ پس جوان سلام عرض كرد، حضرت جواب فرمودند، سپس فرمودند: چه چیز سبب گریه تو شده؟
عرض كرد: چطور گریه نكنم كه گناهانی را مرتكب شده‎‏ام كه اگر خداوند عالم مرا به بعضى از آنها مؤاخذه کند مرا داخل جهنم مى‏‎كند و من چنین مى‌‏بینم كه به زودى مرا مؤاخذه خواهد فرمود و ابداً این گناهان را نخواهد بخشید!
حضرت فرمودند: آیا برای خدا شریك قرار دادى؟ عرض كرد: پناه مى‏‎‏برم به خدا از اینكه به خداى خود شریك قرار دهم.

حضرت فرمودند: آیا نفسى را كشته‎‏اى كه خداوند قتلش را حرام فرموده است؟ عرض كرد: نه.
فرمودند: خداوند گناهان تو رامى‏‌بخشد، اگرچه به بزرگى كوه‎‏ها باشد!
جوان عرض كرد: گناهان من از كوه‎‏ها بزرگتر است!
حضرت فرمودند: خداوند مى‏‎بخشد اگر چه مثل هفت زمین و دریاهاى آن و ریگ‎‏هاى آن و درختان آن و آنچه در آن از مخلوقات است بوده باشد!
جوان گناهكار عرض كرد: گناهان من از همه اینها بزرگتر است!
پس حضرت فرمود كه مى‏‎بخشد خداوند گناهان تو را، اگرچه به قدر آسمان‎‏ها و ستارگان و به قدر عرش و كرسى باشد!
جوان گناهكار عرض كرد: گناهان من از اینها هم بزرگتر است!
معاذ راوى حدیث مى‌‏گوید: حضرت نظرى از روی غضب به آن جوان انداختند و فرمودند: وای بر تو! گناهان تو بزرگ است یا پروردگار تو؟!
پس جوان به صورت بر زمین افتاد و گفت: سبحان ربى! چیزى بزرگتر از خداى من نیست، پروردگار بزرگتر است از هر بزرگى یا رسول الله!
پس حضرت فرمودند: پس آیا مى‎‏بخشد گناهان عظیم را مگر پروردگار عظیم؟
جوان عرض كرد: نه به خدا قسم! و ساكت شد.
پس حضرت فرمودند: وای بر تو ای جوان! آیا خبر نمى‏‎دهى مرا به یكى از گناهانت؟
عرض كرد: خبر مى‎‏دهم. من كارم این بود كه هفت سال نبش قبور مى‏‌كردم و مرده‎‏ها را درمى‎‏آوردم و كفن‏‎هاى آنها را به سرقت می بردم تا اینكه یك دخترى از دختران انصار مرد، او را كه بردند و دفن كردند و شب شد، آمدم به سوى قبر او؛ و آن را نبش كردم و جنازه‏‎اش را در آوردم و كفنش را برداشتم و برگشتم؛ در این وقت شیطان مرا وسوسه كرد  پس شنیدم كه ناگهان آن‏ مرده مرا صدا كرد، گفت: واى بر تو اى جوان از دیان یوم الدین در روزى كه مرا و تو را براى حساب می آورد، مرا این‏طور عریان گذاشتى و كفن مرا بردى و کاری كردى كه روز قیامت جنب از قبر برخیزم؟! پس واى بر جوانى تو از آتش و گمان نمى‎‏كنم كه بوى بهشت به مشام تو برسد!
آنگاه آن جوان گناهكار گفت: چه خوب است براى من یا رسول الله؟!
پس آن حضرت فرمودند كه دور شو از من اى فاسق! من مى‏‎ترسم كه به آتش تو بسوزم، چقدر تو نزدیكى به آتش!
بعد از آن حضرت این کلام را تکرار می فرمودند و اشاره مى‎‏كردند بر آن جوان؛ تا اینكه رفت و از نظر حضرت دور شد.
آن جوان رفت از شهر توشه‎‏اى برای خود برداشت و به سمت کوه‎ها روانه شد دست‏هایش را به گردنش بست و مشغول عبادت و مناجات شد، عرض مى‌‏كرد:

یا رب! هذا عبدك بهلول و بین یدیك مغلول؛ یا رب! أنت الذى تعرفنى و زل منى ما تعلم. سیدى، یا رب! انى أصبحت من النادمین و أتیت نبیك تائباً فطردنى و زادنى خوفاً، فأسألك باسمك و جلالك و عظم سلطانك أن لا تخیب رجائى، سیدى! و لا تبطل دعائى و لا تقنطنى من رحمتك.
پروردگارا! این بنده‏‎ات بهلول است كه دست بسته در محضر تو قرار گرفته؛ پروردگارا! تویى كه مرا مى‏شناسى و لغزشى از من صورت گرفته كه به آن آگاهى؛ سرورم! پروردگارم! پشیمان شده‏ام و با حال توبه به خدمت پیامبر شرفیاب شدم، ایشان مرا طرد كرد و بر ترس و دلهره من افزود؛ سپس‏ به اسم تو و جلال و عظمت سلطنت تو، از درگاهت تقاضا مى‏كنم كه امیدم را ناكام نفرمایى، اى سرورم! و دعایم را باطل نسازى و از رحمت خود ناامیدم نگردانى.
پس همیشه به این نحو عرض مى‏كرد تا چهل روز و شب تمام شد و حالى داشت كه درنده‏ها و حیوانات وحشى كه او را مى‏دیدند در آنها اثر مى‏كرد و بر حال او گریه مى‏كردند!
و بعد از آنكه چهل روز تمام شد، عرض كرد:
اللهم ما فعلت فى حاجتى؟ ان كنت استجبت دعائى و غفرت خطیئتى فأوح الى نبیك و ان لم تستجب لى دعائى و لم تغفر لى خطیئتى و أردت عقوبتى فعجل بنار تحرقنى أو عقوبه فى الدنیا تهلكنى و خلصنى من فضیحه یوم القیامه.
خداوندا! با حاجت و درخواست من چه كردى؟ اگر دعایم را مستجاب فرموده و گناهم را بخشیده‏اى، پس به پیامبرت وحى فرما و اگر دعایم را اجابت نفرموده‏اى و مورد بخشش قرار نداده‏اى و تصمیم بر مجازات من گرفتى، پس هرچه زودتر آتش بفرست تا مرا بسوزاند یا به كیفرى در دنیا دچارم ساز تا مرا هلاك گرداند و مرا از رسوایى روز رستاخیز رهایى بخش.
پس خداوند رحیم تعالى به پیامبر (صلى‏الله علیه و آله و سلم)، این آیه را فرستاد: والذین اذا فعلوا فاحشه أو ظلموا أنفسهم ؛ یعنى به ارتكاب گناه اعظم از زنا و نبش و اخذ اكفان؛ ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ؛ یعنى ترسیدند از خداوند و زود توبه كردند؛ و من یغفر الذنوب الا الله ؛ خداوند مى‏فرماید: آمد به سوى تو، بنده من یا محمد، در حالى كه تائب بود پس او را از پیش خودت راندى، پس او كجا برود و كه را قصد بكند و از كه سؤال بكند كه گناه او را ببخشد غیر از من؟ و بعد از آن خداوند متعال فرمود:
ولم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون(57) ؛ یعنى بر گناه خود - كه زنا اخذ اكفان بود - باقى نماندند اینها، جزاى آنها مغفرت است از پروردگارشان و جناتى است كه تجرى من تحتها الأنهار ؛ در حالى كه همیشگى هستند در آن جنات ؛ و نعم أجر العاملین(58) و چه نیكو است پاداش اهل عمل!
همین كه آیه مباركه نازل شد، حضرت (صلى‏الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد در حالى كه آیه مباركه را با لبخند تلاوت مى‏فرمودند، پس به اصحاب فرمودند: كیست كه مرا ببرد به نزد آن جوان تائب؟
معاذ عرض كرد: یا رسول الله! شنیده‏ایم كه او در فلان جا و فلان كوه است. پس حضرت (صلى‏الله علیه و آله و سلم) با اصحاب تشریف بردند تا رسیدند به آن كوه، پس بالا تشریف برده و آن جوان را جستجو مى‏فرمودند، پس ناگاه دیدند آن جوان را - چه جوانى؟! - دیدند كه در میان دو سنگ، سرپا ایستاده، دست‏هایش به گردن بسته، رویش از شدت آفتاب سیاه شده و مژه‏هاى چشمش از گریه تماماً ریخته! عرض مى‏كند كه:
سیدى! قد أحسنت خلقى و أحسنت صورتى فلیت شعرى ماذا ترید بى، أفى النار تحرفنى اؤ فى جوارك تسكننى؟
اللهم انك قد أكثرت الاحسان الى فأنعمت على، فلیت شعرى، ماذا یكون آخر أمرى، الى الجنه تزفنى، أم الى النار تسوقنى؟
اللهم ان خطیئتى أعظم من السموات و الأرض و من كرسیك الواسع و عرشك العظیم فلیت شعرى تغفر خطیئتى، أم تفضحنى بها یوم القیامه.
سرورم! تو مرا زیبا آفریدى و چهره‏ام را نیكو نمودى، كاش مى‏دانستم كه با من چه خواهى كرد؟ آیا در آتش جهنم مى‏سوزانى یا در جوار خود جایم مى‏دهى؟ خداوندا! تو بسیار به من احسان فرموده‏اى و به من نعمت داده‏اى، كاش مى‏دانستم كه كار و سرنوشتم به كجا خواهد انجامید؟ آیا به سوى بهشتم خواهى برد یا به سوى جهنم سرازیرم خواهى كرد؟ خداوندا! گناه من از آسمان و زمین و كرسى گسترده و عرش بزرگت، وسیع‏تر است، كاش مى‏دانستم كه گناهم را عفو مى‏فرمایى؟ یا روز قیامت به خاطر آن گناه رسوایم مى‏كنى؟
و به همین منوال مناجات مى‏كند و خاك بر سرش مى‏ریزد و درندگان صحرا به اطراف و مرغ‏ها بالاى سر، صف كشیده به حال او گریه مى‏كنند!
پس وجود مبارك حضرت (صلى‏الله علیه و آله و سلم) نزدیك رفته، دست‏هاى او را با دست مبارك خود گشودند و خاك از سر او پاك فرموده و فرمودند: بشارت باد تو را اى بهلول! تو آزاد كرده خدایى از آتش!
پس به اصحاب فرمود: این جور تدارك بكنید گناهان خود را چنانچه تدارك‏ كرد بهلول.(59)
----------------------------------------------------------------------------------------------
 52)سوره آل عمران (3)، آیه 135.
53)أمالى شیخ صدوق، ص 96، مجلس 11، حدیث 76.
54)گریان.
55)درختان.
56)از او گرفتم. (نسخه بدل).
57)سوره آل عمران (3)، آیه 135.
58)سوره آل عمران (3)، آیه 136.
59)تفسیر الصافى فیض كاشانى، 1/382 - 385، چاپ اعلمى، بیروت.


تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 | 05:13 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات


با‌ این كه حضرت موسی‌بن‌جعفر علیهماالسلام غیر از فاطمه‌ی معصومه علیهاالسلام دختران دیگری نیز داشتند امّا در میان همه‌ی آنها، تنها حضرت معصومه سلام‌الله علیهاست كه دارای امتیازات والایی است.
او همچون جدّه اش حضرت زهرا علیهاالسلام در علم و عمل و قداست و كمالات، گوی سبقت از دیگران ربود و به راستی حضرت معصومه، فاطمه‌ی دوم و جلوه‌ی دوباره‌ی حضرت زهرا علیهاالسلام است.
پژوهشگر معاصر علامه بزرگوار حاج محمد تقى تسترى مولف قاموس‏‌الرجال مى‏ نویسد: «درمیان فرزندان امام کاظم علیه السلام با آن همه کثرت‌شان بعد از امام ‏رضا علیه‌السلام  کسى هم‌سنگ حضرت معصومه علیهاالسلام نمى‏ باشد. »
محدث گرانقدرحاج شیخ عباس قمى به هنگام بحث از دختران حضرت موسى‌بن‏‌جعفر علیهما السلام  مى‏ نویسد: «برحسب آنچه به مارسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه‏ بنت امام موسى علیهاالسلام، معروف به حضرت معصومه سلام الله علیها است.»
مقام و منزلت ایشان آنقدر بالاست که از ایشان به عنوان فاطمه دوم یاد می شود.
در این نوشتار ما به 4 مورد از شباهت های حضرت معصومه وحضرت زهراء سلام الله علیهما اشاره ای کوتاه خواهیم داشت1
شباهت های حضرت معصومه با حضرت زهراء علیهما السلام

1- دارای مقام عصمت
بر اساس روایتى که مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا علیه‌السلام روایت کرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم‏ اعطا کرده‌اند. طبق این روایت امام رضا علیه السلام فرمودند:
«من زار المعصومه بقم کمن زارنى‏؛ هرکس حضرت معصومه را درقم زیارت کند، همانند کسى است که مرا زیارت کرده باشد.»
با توجه به این که حضرت معصومه علیها‌السلام نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام علیه السلام دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف "تعلیق حکم به وصف مشعر بر علیت است‏" دلالت‏ حدیث‏ شریف برعصمت آن بزرگوار بى‌‏تردید خواهد بود.
واز آن جایی كه هیچگاه امام علیه‌السلام در سخنانش به گزافه گویی و غلوّ نمی‌پردازد، این سخن گهربارش بر عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام دلالت دارد.
تشریف فرمایی دو شخص ناشناس كه به احتمال قوی امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام بودند ـ برای مراسم تجهیز و نماز این بانوی بزرگوار2، تأیید واضحی بر عصمت وی می‌باشد. زیرا مطابق اعتقاد قطعی شیعه «جنازه معصوم را فقط معصوم به خاك می‌سپارد»
البته تردیدی نیست كه عصمت نیز مانند كمالات دیگر انسانی دارای مراتب و درجاتی است كه عالی‌ترین درجه آن را پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله و فاطمه زهرا علیهاالسلام و دوازده جانشین پیامبر علیهم السلام دارا هستند.
2- شفاعت گسترده
بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامى اسلام است که در قرآن‏ کریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. و گستردگى آن باجمله بلند «وَ لَسَوْفَ یُعْطیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»‏3 بیان گردیده است.
 دو تن ازبانوان خاندان رسول مکرم شفاعت گسترده‌‏اى دارند که بسیار وسیع‏ و جهان شمول است و مى‌‏تواند همه اهالى محشر را فراگیرد:
1- خاتون محشر، صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا سلام الله ‏علیها.
2- شفیعه روزجزا، حضرت فاطمه معصومه علیها السلام.
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا سلام الله علیها همین بس که‏ شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج پیک وحى طاق‌ه‏ای ابریشمى از جانب پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهریه ‏فاطمه زهرا را شفاعت گنه‌کاران از امت محمد صلی الله علیه و آله قرار داد.» نقش بسته بود.
این حدیث از طریق اهل سنت نیز آمده است.
بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگى شفاعت،هیچ بانویى به شفیعه محشر، حضرت معصومه سلام الله علیها نمى‌‏رسد.
امام صادق علیه‌السلام می فرمایند: «اَلا وِ اِنّ قُم، الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیَةَ اَبْوابٍ ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُمْ، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسمُها فاطِمَة بنتَ مُوْسی، و تُدْخَلُ بشفاعَتِها شیعَتی الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ؛4قم كوفه ی كوچك است و بهشت هشت در دارد، سه در از آن ها به روی قم باز است و بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد كه فاطمه دختر موسی نام دارد. و با شفاعت وی همه ی شیعیان وارد بهشت می شوند».
3- فداها ابوها
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله برای تجلیل و قدردانی از دخترش زهرا علیهاالسلام و مقامات او، بارها درباره اش این جمله را بیان فرموده بود كه: «فَداها اَبُوها»5 پدرش قربانش گردد.
پدر بزرگوار حضرت معصومه علیهاالسلام ، امام كاظم علیه السلام ، نیز درباره ی وی چنین جمله ای فرموند.
جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ به سؤال های خود، وارد مدینه شدند تا به محضر امام كاظم علیه السلام برسند، آن حضرت در مسافرت بود. آن ها ناگزیر بودند، از آن سفر مراجعت كنند. پرسش های خود را نوشتند و به افراد خانواده ی امام كاظم علیه‌السلام تحویل دادند تا در سفر بعد به جواب آن نائل شوند.
هنگام خداحافظی، دیدند حضرت معصومه علیهاالسلام (كه حدود شش سال داشت) پاسخ سؤالات آن ها را نوشته و آماده نموده است.
بسیار شادمان شدند و آن نامه را گرفتند. هنگام مراجعت، در راه با امام كاظم علیه‌السلام كه از سفر باز می گشت، ملاقات كردند و ماجرا را به عرض امام رساندند، امام علیه السلام آن نوشته را از آن ها طلبید و مطالعه كرد و پاسخ های حضرت معصومه علیهاالسلام را درست یافت، آن گاه به نشان تمجید از حضرت معصومه علیهاالسلام و تصدیق او سه بار فرمود: «فَداها اَبُوها: پدرش فدایش باد»6.
این حادثه ی جالب بیانگر آن است كه حضرت معصومه علیهاالسلام چون زهرا مرضیه، عالمه غیرمعلّمه است و در خردسالی از رشد، شناخت، علم و كمال بالایی برخوردار است.
4- بارگاه حضرت معصومه علیهاالسلام تجلّی‌گاه مرقد حضرت زهرا علیهاالسلام
مرحوم آیت الله سیّد شهاب الدین نجفی مرعشی رحمه الله می فرمود:
«پدرم ـمرحوم آیة الله علاّمه سیّد محمود مرعشی رحمه الله كه در نجف اشرف می‌زیستـ بسیار علاقه‌مند بود، محلّ قبر شریف جدّه‌اش حضرت زهرا علیهاالسلام را بیابد، برای این مقصود، ختم مجرّبی انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت كرد تا شاید از محلّ مرقد شریف حضرت زهرا علیهاالسلام آگاه گردد.
شب چهلم بعد از انجام ختم و توسّل فراوان، به بستر خواب رفت در عالم خواب به محضر امام باقر (یا امام صادق) علیهما السلام رسید.
امام علیه‌السلام به او فرمود: «عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْلِ الْبَیْتِ» به دامن كریمه اهل بیت چنگ بزن.
ایشان تصوّر كرد، منظور امام علیه السلام از این جمله، حضرت زهرا علیهاالسلام است.
عرض كرد: «آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم كه محل قبر شریف آن حضرت را دقیق‌تر بدانم، و زیارتش كنم» امام علیه السلام فرمود: «منظور من قبر شریف حضرت معصومه علیهاالسلام در قم است».
سپس افزود: به خاطر مصالحی، خداوند اراده فرموده است كه قبر حضرت زهرا برای همیشه برای همگان مخفی باشد، از این رو قبر حضرت معصومه علیها السلام را تجلّی‌گاه قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است.
مرحوم آیة الله سید محمود مرعشی، وقتی از خواب برخاست، تصمیم گرفت به قصد زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام به قم مهاجرت كند.
او بی‌درنگ با همه ی اعضای خانواده اش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زیارت مرقد مطهّر حضرت معصومه علیهاالسلام مشرّف گردید7.
امام خمینی ره مقام آن حضرت را آن قدر ارجمند می‌دانست كه در قصیده‌ای حضرت معصومه علیهاالسلام را با حضرت زهرا علیهاالسلام مقایسه كرده و هر دو را بك نواخت ستوده است كه بیانگر شباهت این دو بانوی برگزیده الهی است.8

اشعاری از این قصیده زیبا:
نور خدا در رسول اکرم پیدا؛ کرد تجلی ز وی به حیدر صفدر

وز وی تابان شده به حضرت زهرا؛ اینک ظاهر ز دخت موسی جعفر

آبروی ممکنات جمله از این نور؛ گر نبدی باطل آمدند سراسر

دختر چون این دو از مشیمه قدرت؛ نامد و ناید دگر هماره مقدر

آن یک، امواج علم را شده مبدأ، وین یک افواج حلم را شده مصدر

لم یلدم بسته لب و گرنه بگفتم، دخت خدایند این دو نور مطهر

آن یک بر ملک لایزالی، تارک؛ وین یک بر عرش کبریایی، افسر

آن یک خاک مدینه کرده مزین؛ صفحه قم را نموده این یک، انور

----------------------------------
1- برگرفته از مقاله ویژگی های حضرت معصومه سلام الله علیها ؛ هادی دانشور؛ با کمی دخل و تصرف
2- اعیان الشّیعة، ج 8،ص 391 به نقل از تاریخ قم، تألیف حسن بن محمد؛ بحارالانوار، ج 60، ص 219؛ ناسخ التواریخ، جلد امام كاظم علیه السلام جلد 7، ص 337
3- سوره مبارکه ضحی ، آیه 5
4- بحار الانوار، ج 6، ص 228
5- بحارالانوار،ج 43، ص 86
6- حضرت معصومه فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، ص 133
7- حضرت معصومه فاطمه دوم محمد محمدی اشتهاردی، ص 140 ـ 141
8- دیوان امام خمینی رحمه الله ، ص 257 ـ 253



طبقه بندی: حضرت زهراء سلام الله علیها، حضرت معصومه علیهاالسلام،
برچسب ها: شباهت های حضرت، حضرت معصومه، فاطمه زهراء، قم،
تاریخ : پنجشنبه 22 مرداد 1394 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | یا فاطِمَةُ اشْفَعى لى فىِ الْجَنَّةِ

در ماه مبارک رمضان یکی از سئوالاتی که خیلی زیاد پرسیده میشه و خیلی ها این سئوال توی ذهنشون هست اینه که چرا کسی که به مسافرت میره نمیتونه روزه بگیره ؟ 

امروزه سفرها مثل قدیم با شتر و جهارپا وقاطر و... نیست ، حکم روزه مسافر برای آن زمانی است که مسافرتها با کلی مشقت همراه بوده اما الان سفرها دیگه مشقتی نداره در عرض کمتر ازیک ساعت با هواپیما هزار کیلومتر مسیر طی میشه بدون اینکه شخص احساس خستگی کنه آیا باتوجه به شرایط امروز بازهم باید در سفر نمازها را شکسته خواند و روزه نگیریم؟؟

برخی ها هم گوشه و کنار خودشون با این استدلالات بسیار محکم به این نتیجه می رسند که این حکم دیگه برداشته شده هرچند متخصصین دینی (مراجع تقلید)همچنان اصرار بر بطلان روزه مسافر دارند!!! لذا خیلی راحت بیان میکنند که دیگه در مسافرت هم روزه میگیریم!!!

قبل از پاسخ ؛ چند سئوال


ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهات اعتقادی، رمضان،
برچسب ها: فلسفه روزه، روزه مسافر، حکمت و علت، نمازمسافر، شکسته، فلسفه نماز و روزه مسافر، سفرها آسان،
تاریخ : دوشنبه 1 تیر 1394 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | میهمانان سفره رحمت الهی

گاه در روایات براى دعاها و زیارات و نمازها و اذكار پاداش هاى عظیمى ذكر شده است كه ممكن است این سؤال را براى خوانندگان مطرح كند:
 آیا هر فرد مسلمانى كه چنین اعمال ساده‌اى را انجام دهد از چنان پاداش‌هاى عظیم بهره‌مند مى‌شود و اصولا چه رابطه‌اى میان این اعمال و آن همه ثواب و پاداش است؟
پاسخ*
اولا: این روایات شامل همه گناهان نمی‌شود.
این گونه روایات شامل حقّ النّاس نمی‌شود، آنها باید پرداخته شود. همچنین شامل گناهانی که حدّ شرعی دارد نمی‌گردد، بلکه باید حدّ آنها شرعاً اجرا گردد، و شامل گناهانی که جبرانی، مانند قضا و کفّاره دارد نیز نمی‌شود، چون قضا و کفّاره با این اعمال ساقط نمی‌گردد، و شمول آن نسبت به بقیّه گناهان، با توجّه به عفو و کرم خداوند، چیز بعیدی نیست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث اعتقادی، گفتمان اعتقادی، شبهات اعتقادی،
برچسب ها: پاداش های عظیم، بخشش همه گناهان، پاداش های بزرگ، ثواب فراوان،
تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 | 04:03 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
تعداد کل صفحات : 33 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم