تبلیغات
حضوری برای ظهور - وحدت اسلامی یا وحدت مذهبی؟

به مناسبت هفته وحدت تقدیم به همه دوستداران اسلام عزیز
مقصود از وحدت اسلامى چیست؟ آیا مقصود این است: از میان مذاهب اسلامى یكى انتخاب شود و سایر مذاهب كنار گذاشته شود؟ یا مقصود این است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود و مذهب جدیدى بدین نحو اختراع شود كه عین هیچ یك از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینكه وحدت اسلامى به هیچ وجه ربطى به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافات مذهبى، در برابر بیگانگان است؟
مخالفین اتحاد مسلمین براى اینكه از وحدت اسلامى مفهومى غیرمنطقى و غیرعملى بسازند، آن را به نام وحدت مذهبى توجیه مى‏ كنند تا در قدم اول با شكست مواجه گردد. بدیهى است كه منظور علماى روشنفكر اسلامى از وحدت اسلامى، حصر مذاهب به یك مذهب و یا اخذ مشتركات مذاهب و طرد مفترقات آنها- كه نه معقول و منطقى است و نه مطلوب و عملى- نیست. منظور این دانشمندان متشكل شدن مسلمین است در یك صف در برابر دشمنان مشتركشان.
این دانشمندان مى‏ گویند 

مسلمین مایه وفاق هاى بسیارى دارند كه مى‏ تواند مبناى یك اتحاد محكم گردد. مسلمین همه خداى یگانه را مى‏ پرستند و همه به نبوت رسول اكرم ایمان و اذعان دارند، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه است، با هم و مانند هم حج مى‏ كنند و مانند هم نماز مى‏ خوانند و مانند هم روزه مى‏ گیرند و مانند هم تشكیل خانواده مى‏ دهند و داد و ستد مى‏ نمایند و كودكان خود را تربیت مى‏ كنند و اموات خود را دفن مى‏ نمایند و جز در امورى جزئى، در این كارها با هم تفاوتى ندارند. مسلمین همه از یك نوع جهان‏ بینى برخوردارند و یك فرهنگ مشترك دارند و در یك تمدن عظیم و باشكوه و سابقه‏ دار شركت دارند.
وحدت در جهان‏ بینى، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقَدات مذهبى، در پرستش ها و نیایش ها، در آداب و سنن اجتماعى خوب، مى‏ تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتى عظیم و هایل به وجود آورد كه قدرت هاى عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً اینكه در متن اسلام بر این اصل تأكید شده است.
مسلمانان به نصّ صریح قرآن برادر یكدیگرند و حقوق و تكالیف خاصى آنها را به یكدیگر مربوط مى‏ كند. با این وضع چرا مسلمین از این‏ همه امكانات وسیع كه از بركت اسلام نصیبشان گشته استفاده نكنند؟
از نظر این گروه از علماى اسلامى، هیچ ضرورتى ایجاب نمى‏ كند كه مسلمین به خاطر اتحاد اسلامى، صلح و مصالحه و گذشتى در مورد اصول یا فروع مذهبى خود بنمایند، همچنان‏كه ایجاب نمى ‏كند كه مسلمین درباره اصول و فروع اختلافى فیمابین بحث و استدلال نكنند و كتاب ننویسند. تنها چیزى كه وحدت اسلامى، از این نظر، ایجاب مى‏ كند، این است كه مسلمین- براى اینكه احساسات كینه‏ توزى در میانشان پیدا نشود یا شعله‏ ور نگردد- متانت را حفظ كنند، یكدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یكدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یكدیگر را مسخره نكنند و بالاخره عواطف یكدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت- لااقل- حدودى را كه اسلام در دعوت غیرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت كنند: ادْعُ الى‏ سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ‏ « نحل/ 125».
تحلیل رفتارامام علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله بهترین پاسخ برای مخالفان وحدت

امام امیرالمؤمنین علیه السلام در برابر ربایندگان حقش قیام نكرد و قیام نكردنش اضطرارى نبود، بلكه كارى حساب‏ شده و انتخاب‏ شده بود. او از مرگ بیم نداشت، چرا قیام نكرد؟ حداكثر این بود كه كشته شود. كشته شدن در راه خدا منتهاى آرزوى او بود. او همواره در آرزوى شهادت بود و با آن از كودك به پستان مادر مأنوس ‏تر بود.
على در حساب صحیحش بدین نكته رسیده بود كه مصلحت اسلام در آن شرایط، ترك قیام و بلكه همگامى و همكارى است. خود كراراً به این مطلب تصریح مى ‏كند.
در یكى از نامه‏ هاى خود به مالك ‏اشتر (نامه 62 از نامه‏ هاى‏ نهج ‏البلاغه‏) مى‏ نویسد:
فَأمْسَكْتُ یَدى حَتّى‏ رَأیْتُ راجِعَةَ النّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْاسْلامِ، یَدْعونَ الى‏ مَحْقِ دینِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَخَشیتُ انْ لَمْ‏انْصُرِ الْاسْلامَ وَ اهْلَهُ انْ ارى‏ فیهِ ثَلْماً اوْ هَدْماً تَكونُ الْمُصِیْبَةُ بِهِ عَلَىَّ اعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلایَتِكُمُ الَّتى انَّما هِىَ مَتاعُ ایّامٍ قَلائِلَ.
من اول دست خود را پس كشیدم، تا دیدم گروهى از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودى دین محمد صلى الله علیه و آله دعوت مى‏ كنند. پس ترسیدم كه اگر به یارى اسلام و مسلمین برنخیزم شكاف یا انهدامى در اسلام خواهم دید كه مصیبت آن از فوت خلافت چند روزه بسى بیشتر است.
در شوراى شش نفرى پس از تعیین و انتخاب عثمان به وسیله عبدالرحمن بن عوف، على علیه السلام شكایت و هم آمادگى خود را براى همكارى اینچنین بیان كرد:
لَقَدْ عَلِمْتُمْ انّى احَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَیْرى، وَ وَ اللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُ الْمُسْلِمینَ وَ لَمْ‏یَكُنْ فیها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً « نهج ‏البلاغه، خطبه 72».
شما خود مى‏ دانید من از همه براى خلافت شایسته ‏ترم، و حال به خدا قسم مادامى كه كار مسلمین روبراه باشد و رقیبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتى نخواهم كرد و تسلیم خواهم بود.
اینها مى ‏رساند كه على، اصل «یا همه یا هیچ» را در این مورد محكوم مى ‏دانسته است.1
 

کلام آخرخطاب به آنهایی که از فتوای مقام معظم رهبری وبرخی مراجع نسبت به حرمت توهین به مقدسات اهل سنت ناراحت شدند واین رفتار را تفریط می خواننداین است که حضرت امیر علیه السلام برای حفظ اصل اسلام قیام نمی کند و...
ما برای حفظ اصل اسلام چه میکنیم؟ با دامن زدن به اختلافات مذهبی آیا اصل اسلام به خطر نمی افتد؟؟
_____________________________________________
1-
مجموعه ‏آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏25، ص: 26



طبقه بندی: وحدت اسلامی،
برچسب ها: وحدت اسلامی، تفرقه، شیعه وسنی، وحدت مذهبی،
تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392 | 01:43 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم