تبلیغات
حضوری برای ظهور - عدم رضایت حضرت زهراء علیهاالسلام از ابوبکربه نقل متون معتبر اهل سنت

براساس آنچه درمعتبرترین متون اهل سنت آمده است می توان به ضرس قاطع بیان کرد که حضرت زهراء سلام الله علیها ازخلفاء رضایت نداشته اند.البته این عدم رضایت وغضب حضرت فاطمه علیها السلام ( که پیامبر صلی الله علیه وآله آنرا غضب خود می داند ) قطعا بدون دلیل نمی باشد علت غضب حضرت زهراء سلام الله علیها نیز در متون اهل سنت آمده است که به آن اشاره خواهیم کرد .

 برای اثبات عدم رضایت حضرت صدیقه طاهره از خلفاء ما دراین بخش تنها به دو روایت از کتب معتبر اهل سنت استناد می کنیم  وقضاوت را برعهده وجدانهای منصف وآگاه می سپاریم .

1.     صحیح بخاری[1] وصحیح مسلم[2] دو کتاب معتبر اهل سنت روایتی را از عایشه نقل می کنند متن روایت به شرح زیر است

عَنْ عَایشَه : انَّ فَاطِمَةَ ( س ) بِنْتَ النَّبِیِّ ( ص ) أَرْسَلَت الی أَبِی بَكْرٍ تساله مِیرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِ بالمدینه وَ فَدَكَ وَ مَا بَقِیَ مِنْ خَمْسِ خَیْبَرَ فَقَالَ ابوبكر انَّ رَسُول اللَّهِ صُلِّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ : لا نُورِث مَا تَرَكْنَا صَدَقَةَ أَنَّما یاكل آلِ مُحَمَّدٍ فِی هَذَا الْمَالُ وَ أَنِّی وَ اللَّهِ لَا أُغَیِّرُ شَیْئاً مِنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ منْ حَالِهَا الَّتِی كَانَ عَلَیْهَا فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ( صُلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ) وَ لاعملن فِیهَا بماعمل رَسُولُ اللَّهِ فابی ابوبكر ان یَدْفَعُ الی فاطمه مِنْهَا شَیْئاً فَوَجَدْت فاطمه عَلِی أَبِی بَكْرٍ فِی ذالك فَهِجرتهُ فَلَمْ تُكَلِّمُهُ حتی تُوُفِّیَتْ وَ عَاشَتْ بعدالنبی ( صلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ) سته أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ وَ دفنها زَوْجِهَا عَلِیِّ لَیْلًا وَ لَمْ یوذن بِهَا ابابكر وَ صُلِّیَ عَلَیْهَا ؛

« عایشه نقل می کند که فاطمه علیها السلام شخصی را نزد ابوبکر فرستاد و ارث خود را که از رسول الله صلی الله علیه وآله برایش بود از فیء وفدک ومابقی خمس خیبر از ابوبکر طلب کرد.ابوبکر گفت پیامبرصلی الله علیه وآله فرموده است ما ارث نمی گذاریم هر  آنچه از اموالمان باقی بماند صدقه است! آل پیامبر صلی الله علیه وآله هم از آن سهم دارند [مانند سایر مسلمین] وبه خدا قسم صدقه پیامبر صلی الله علیه وآله را تغییرنخواهم دادوبه همانگونه که درزمان حیات پیامبر صلی الله علیه وآله عمل می شده عمل خواهم کرد بنابراین ابوبکراز دادن چیزی ازآن ارثیه به فاطمه علیها السلام امتناع ورزید.پس فاطمه علیها السلام بر ابوبکر غضب کرد و از او دوری کرد و با ابوبکردیگر تکلم نکردتا زمانیکه ازدنیا رفت وفاطمه علیها السلام بعد از پیامبر  صلی الله علیه وآله شش ماه زندگی کردوزمانیکه از دنیا رفت نیزهمسرش علی علیه السلام اورا شبانه دفن کرد وبرای تدفین ونمازابوبکر را خبر نکرد.»

این روایت از عایشه ام المؤمنین است در دو کتاب صیحیح اهل سنت که از معتبرترین کتابها نزدعامه اهل سنت می باشد نقل شده است

چند نكته از این عبارت صحیحین می توان فهمید :

فَوَجَدْت فاطمه عَلِی أَبِی بَكْرٍ فِی ذالك فَهِجرتهُ فَلَمْ تُكَلِّمُهُ حتی تُوُفِّیَتْ وَ عَاشَتْ بعدالنبی ( صلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ) سته أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ وَ دفنها زَوْجِهَا عَلِیِّ لَیْلًا وَ لَمْ یوذن بِهَا ابابكر وَ صُلِّیَ عَلَیْهَا 

الف - وجود اختلاف و نزاع میان حضرت زهرا سلام الله علیها و ابوبكر

 ب-  غضب حضرت زهراء علیها السلام بر ابوبكر

ج- تداوم این غضب تازمان شهادت حضرت زهراءسلام الله علیها

د- دفن شبانه حضرت بوسیله حضرت امیر المؤمنین علیه السلام

ه- عدم اجازه برای نماز خواندن خلیفه بر پیکرحضرت که خود نیز نشان از اعتراض است

2-    ابن قتیبه [3]روایتی را نقل می کند که نشان دهنده پشیمانی عمر وابوبکر از رفتارشان با حضرت زهراء سلام الله علیها دارد لذا برای رضایت گرفتن از حضرت به خانه ایشان می روند

فَقَالَ عُمَرُ لَا بِی بَكْرِ انْطَلِقْ بِنَا الی فاطمه فانا قَدْ اغضبنا هَا فَانْطَلَقَا جَمِیعاً فاستاذنا عَلِی فاطمه فَلَمْ تاذن لَهُمَا فاتیا عَلِیّاً فَكَلَّمَاهُ فادخلهما عَلَیْهَا فَلَمَّا قَعَدَا عِنْدَهَا حَوَّلْت وَجْهِهَا الی الْحَائِطِ فَسَلِّمَا عَلَیْهَا فَلَمْ تَرُدّعَلَیْهِمَا السَّلَام فَتَكَلَّمَ ابوبكر فَقَالَ یَا حَبِیبَةَ رَسُول اللَّهِ وَ اللَّهِ انَّ قَرَابَةُ رَسُولِ اللَّهِ أُحِبُّ الیّ مِنْ قرابتی وانک لَا حَبُّ الیّ مِنْ عایشه ابنتی وَ لَوَدِدْتُ یوم مَاتَ ابوک انی مِتُّ ولااَبقی بَعْدَهُ افترانی اَعرفکِ وَ اعْرِفُ فضلکِ وشَرَفکِ واَمنعک حقک ومیراثک مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ( ص )؟ الا أَنِّی سَمِعْتُ أَبَاكَ رَسُولَ اللَّهِ صلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لَا نُورِّث ، مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَّقَه

 فَقَالَتْ « ارایتكما انَّ حدثتكما حَدِیثاً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ( صلَّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ) تَعرفانه وَ تَفعَلانِ بِهِ ؟

 قَالَا نَعَمْ  فَقَالَتْ نَشَد تكلما اللَّهِ الم تسمعا رَسُولُ اللَّهِ یَقُولُ « رِضا فاطمه مِنْ رِضَایَ وَ سَخِطَ فاطمه مِنْ سخطی فَمَنْ أَحَبَّ فاطمه فَقَدْ احْبنِی وَ مَنْ ارْضَی فامه فَقَدْ ارضای وَ مَنْ أَسْخَطَ فاطمه فَقَدْ أَسْخَطَنِی قَالَا نَعَمْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ( صُلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ) قَالَتْ « فانی اشْهَدِ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ أَنَّكُمَا اسخطتمانی وَ مَا ارضیتمانی وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِیَّ لاشكو نكما الیه فَقَالَ ابوبکر : اناعائذبالله تعالی مِنْ سَخَطِهِ وسخطک یا فاطمه ثُمَّ انْتَحَبَ ابوبکریبکی حتی کادت نَفْسِهِ انَّ تَزْهَقَ وهی تَقُولُ : « وَ اللَّهُ لادعون اللَّهِ علیک فی کل صَلَاةِ اصلیها » [4]

عمر به ابوبکر گفت: بیا با هم به پیش فاطمه برویم؛ زیرا ما او را غضبناک کردیم، پس به را ه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند، ولی او اجازه نداد. به نزد علی(علیه السلام) رفته و با او سخن گفتند،  او آنها را به داخل خانه آورد و چون نزد فاطمه نشستند، آن حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام آنان را نداد.

 پس ابوبکر گفت: ای محبوب رسول خدا (صلی الله علیه وآله )! به خدا سوگند خویشاوندی  رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم می باشد، و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم، روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم  می مُردم تا بعد از او باقی نمانم، آیا گمان می کنی من با این که تو را می شناسم و فضل و شرف تو را می دانم تو را از حق و میراثت محروم می کنم؟ امّا ازپدرت رسول خدا شنیدم که می گفت « ما ارث بجا نمی گذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است؛در این هنگام فاطمه(سلام الله علیها ) فرمود:  اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم آیا آن را تأیید می کنید و به آن عمل می کنید؟ گفتند: آری! فرمود: شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خشنودى فاطمه خشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است ، هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس   فاطمه را خشنود نماید مرا خشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟!

ابوبکر و عمر هر دو اعتراف کرده و گفتند:«آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیدیم».

سپس صدیقه طاهره فرمود:«پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و رضایت مرا بدست نیاورده اید و در ملاقات با پدرم ازشما دو نفر شکایت خواهم کرد.»

ابوبکر گفت: من از خشم او (پیامبر) و خشم تو ای فاطمه به خدا پناه می برم!

سپس حضرت فرمود:«به خدا قسم پس از هر نماز بر تو نفرین خواهم کرد».



[1] - صحیح بخاری كتاب المغازی ج 5 ص 252 حدیث 704

[2]   صحیح مسلم ج 3 كتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لا نورث ما تركنا فهو صدقه حدیث 52  ص 138

[3]   ابن قتیبه یك ناصبی بسیار متعصب است،منحرف عن العتره  تعبیر ذهبی و ابن حجر عسقلانی در مورد ابی قتیبه است

[4] - ابن قتیبه دینوری  كتاب «الامامه و السیاسه المعروف بتاریخ الخلفاء» جلد اول ص 31




طبقه بندی: حضرت زهراء سلام الله علیها، فاطمیه،
برچسب ها: فاطمیه، عدم رضایت، حضرت زهراء، خلفاء، ابوبکر، عمر، صحیحین، صحیح بخاری ومسلم،
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391 | 10:02 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم