تبلیغات
حضوری برای ظهور - مصیبت عظیم و جانكاه رحلت پیامبر خداصلی الله علیه وآله


باعرض تسلیت بمناسبت ایام رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به مناسبت این ایام خطبه 235 نهج البلاغه که در سخنان حضرت امیر المؤمنین علیه السلام است هنگام غسل دادن وجود نازنین پیامبر صلی الله علیه وآله را آورده ایم.
قَالَهُ وَ هُوَ یَلِی غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله وَ تَجْهِیزَهُ:
از سخنان امام علی علیه السلام است‏
این سخن را هنگامى ایراد فرمود كه مشغول غسل رسول خدا صلى الله علیه و آله و آماده كردن او براى دفن بود
بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوتِكَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ. خَصَّصْتَ حَتَّى‏ صِرْتَ مُسَلِّیاً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى‏ صَارَ النَّاسُ فِیكَ سَوَاءً. وَ لَوْ لَاأَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْجَزَعِ، لَأَنْفَدْنَا عَلَیْكَ مَاءَ الشُّؤُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً، وَ قَلَّا لَكَ! وَ لَكِنَّهُ مَا لَایُمْلَكُ رَدُّهُ، وَ لَایُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ! بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی! اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِكَ.
پدر و مادرم فدایت باد اى رسول خدا، با مرگ تو چیزى قطع شد كه با مرگ دیگرى قطع نگشت و آن نبوّت و پیام آوردن (از سوى خدا) و اخبار آسمان بود.
ولى مصیبت تو این اثر را داشت كه تسلى دهنده در برابر مصائب غیر توست (و با توجّه به این، مصائب دیگر در نظرم كوچك و كم اهمیّت است اضافه بر این) مصیبت تو آن قدر گسترده است كه عموم مردم در آن عزا دارند. اگر تو ما را به صبر و شكیبایى امر نفرموده بودى و از جزع و بى‏تابى نهى نمى‏كردى، آن قدر بر تو گریه مى‏كردیم كه اشكهایمان تمام شود و این درد جانكاه همیشه برایمان باقى بود و حزن و اندوهمان دائمى، و همه اینها در مصیبت تو كم بود؛ امّا چه مى‏توان كرد، چون مرگ چیزى است كه نمى‏توان آن را باز گرداند و قدرت بر دفع آن نیست. پدر و مادرم فدایت باد ما را در پیشگاه پروردگارت یاد كن و ما را همیشه به خاطر داشته باش.

مصیبت عظیم و جانكاه رحلت پیامبر خدا
امام علیه السلام پیكر پاك پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله را مخاطب ساخته و چنین مى‏گوید: «پدر و مادرم فدایت باد اى رسول خدا، با مرگ تو چیزى قطع شد كه با مرگ دیگرى قطع نگشت و آن نبوّت و پیام آوردن (از سوى خدا) و اخبار آسمان بود»؛ (بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ)
جمله «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی» كه از جمله‏هاى رائج در میان عرب به هنگام اظهار علاقه به كسى است، اشاره به این است كه عزیزترین عزیزانم پدر و مادر من هستند كه آنها را فداى تو مى‏كنم. ممكن است به هنگام گفتن این سخن، پدر و مادر گوینده در حیات نباشند همان‏گونه كه در خطبه مورد بحث چنین است؛ ولى ضررى به مفهوم سخن نمى‏رساند، زیرا این جمله جنبه كنایى دارد و اشاره به این است كه مخاطب، آن قدر عزیز است كه انسان عزیزترین بستگان خود را فداى او مى‏كند.
در بعضى از روایات آمده است: كه اگر پدر و مادر انسان زنده باشند و اهل ایمان، گفتن این سخن اهانتى به آنها مى‏ گردد و سبب عقوق مى‏شود.
ولى ظاهراً این حدیث ناظر به مواردى است كه مخاطب مانند پیغمبر و امام نباشد، زیرا چنین تعبیرى در برابر آن بزرگواران نه تنها اهانت نیست، بلكه مایه افتخار است.
به همین دلیل این تعبیر در بسیارى از زیارت نامه‏ها، دیده مى‏شود در حالى‏كه بسیارى از زیارت كنندگان، پدران و مادرانشان زنده و اهل ایمانند.
تعبیر به «نبوت» و «انباء» و «اخبار السماء»، سه مفهوم متفاوت دارد: «نبوّت»اشاره به مقام آن حضرت است و «انباء» برنامه عملى پیغمبر را در ابلاغ وحى آسمانى بیان مى‏كند و «اخبار السماء» ناظر به خبرهایى است كه مربوط به مسائل شریعت نبوده، مانند خبرهاى غیبى و پیش‏بینى‏هاى حوادث آینده و ملاحم.
به هر حال جمله هاى بالا به صراحت خبر از خاتمیّت پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله مى‏دهد و دلیل روشنى بر این است كه بعد از آن حضرت، فرشته وحى هرگز نازل نخواهد شد و این موهبت عظیم كه در سایه وجود پیغمبر، نصیب جهانیان بود با رحلت او برداشته شد و ناراحتى شدید امیرمؤمنان على علیه السلام نیز به همین جهت است.
سپس به دو نكته دیگر اشاره مى‏كند و مى‏فرماید: «ولى مصیبت تو این اثر را داشت كه تسلّى دهنده در برابر مصائب غیر توست (و با توجّه به اینكه مصائب دیگر كوچك و كم اهمیّت است اضافه بر این) مصیبت تو آن قدر گسترده است كه عموم مردم در آن به طور یكسان عزا دارند»؛ (خَصَّصْتَ حَتَّى‏ صِرْتَ مُسَلِّیاً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى‏ صَارَ النَّاسُ فِیكَ سَوَاءً)
چگونه ممكن است مصیبت پیغمبر عمومیّت نداشته باشد در حالى‏كه او «رحمة للعالمین» بود و سبب نجات جامعه بشرى از چنگال انواع انحرافات. او به همه انسانها تعلق داشت و همه را تحت توجّه و عنایت قرار مى‏داد، بنابراین همه باید بر مرگ آن حضرت اشك بریزند.
از سویى دیگر هرقدر عزیز از دست رفته بزرگ‏تر و آثارش گسترده‏تر باشد، به همان نسبت مصیبت فقدانش عظیم‏تر است و چون پیغمبر اكرم برترین انسان، با خدمتى گسترده و بى‏نظیر بود، مصیبت فقدانش از همه مصائب برتر است و به بیان دیگر، مصائب دیگر در برابر مصیبت فقدان او كوچك است.
به همین دلیل امام علیه السلام هنگامى كه گرفتار مصیبت جانكاه همسرش زهراى مرضیه علیها السلام شد، به همین مطلب اشاره فرمود و خطاب به پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله عرضه داشت: «گرچه پیمانه صبرم از فراق دختر برگزیده‏ات لبریز شده؛ ولى مصیبت مرگ و رحلت تو به قدرى بزرگ بود كه دیگر مصیبتها را در برابر من كوچك مى‏كند»؛ (قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفَیِّتِكَ صَبْرِى وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِى إِلَّا أَنَّ فِى التَّأَسِّى لِى بِعَظِیمِ فُرْقَتِكَ وَفَادِحِ مُصِیبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ).
در حدیثى از امام باقر علیه السلام مى‏خوانیم كه به یكى از یارانش چنین فرمود: «إنْ أصَبْتَ بِمُصیبَةٍ فی نَفْسِكَ أوْ فی مالِكَ أوْ فی وَلَدِكَ فَاذْكُرْ مُصابَكَ بِرَسُولِ اللَّهِ فَإنَّ الْخَلائِقَ لَمْ یُصابُوا بِمِثْلِهِ قَطُّ؛ هرگاه مصیبتى در جان یا مال یا فرزندت به تو برسد، مصیبت رسول اللَّه را یاد كن، زیرا مردم هرگز به مصیبتى مانند مصیبت آن حضرت گرفتار نشدند».
سپس امام علیه السلام در ادامه این سخن به نكته دیگرى اشاره كرده عرضه مى ‏دارد:
«اگر تو ما را به شكیبایى امر نفرموده بودى و از جزع و بى‏تابى نهى نمى‏كردى، آن قدر بر تو گریه مى‏كردیم كه اشكهایمان تمام شود و این درد جانكاه همیشه برایمان باقى بود و حزن و اندوهمان دائمى، و تازه همه اینها در مصیبت تو كم بود»؛ (وَ لَوْ لَاأَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْجَزَعِ، لَأَنْفَدْنَا «3» عَلَیْكَ مَاءَ الشُّؤونِ، وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً، وَ قَلَّا لَكَ)
با توجّه به اینكه (شؤون) جمع شأن در اینجا به معناى غده‏هاى اشك‏زاست، منظور امام این است كه اگر ما را از گریه و جزع نهى نكرده بودى چنان اشك مى‏ریختیم كه منابع اشكى ما تمام شود؛ ولى صبر و شكیبایى را ما از تو آموختیم.
آن روز كه فرزندت ابراهیم از دنیا چشم پوشید، اشك مى‏ریختى ولى بى‏تابى و جزع نداشتى، در مصیبت عظیم عمویت حمزه نیز همین گونه رفتار كردى، پس ما شكیبایى را از تو آموختیم.
واژه (مماطل) به معناى بدهكارى است كه اداى دین خود را به تأخیر مى‏اندازد و «داء المماطل» به بیمارى لاعلاج گفته مى‏شود و شباهت به چنان بدهكارى دارد.
(كمد) به معناى اندوه درونى است و (محالف) كسى است كه با انسان پیمان بسته و بر سر پیمان خویش است، بنابراین «كمد محالف» اشاره به اندوه درونى پایدار است.
ضمیر تثنیه در (قَلّا لك) اشاره به همان داء و كمد است؛ یعنى درد مصیبت تو و اندوه پایدار آن باز هم در برابر عظمت این مصیبت ناچیز است.
امام در ادامه مى‏افزاید: «امّا چه مى‏توان كرد، چون مرگ چیزى است كه نمى‏توان آن را باز گرداند و قدرت بر دفع آن نیست» (وَ لَكِنَّهُ مَا لَایُمْلَكُ رَدُّهُ، وَ لَا یُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ )
بنابراین گریستن و بى‏تابى مشكلى را حل نمى‏كند، باید صبر داشت و به رضاى خدا راضى بود.
و به گفته سعدى:
خبر دارى اى استخوانى قفس كه جان تو مرغى است نامش نفس‏
چو مرغ از قفس رفت وبگسست قید دگر ره، نگردد به دام تو صید

در پایان بار دیگر در مقام ابراز عشق و علاقه به پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله بر آمده عرضه مى‏دارد: «پدر و مادرم فدایت باد! ما را در پیشگاه پروردگارت یاد كن و همیشه ما را به خاطر داشته باش»؛ (بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی! اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِكَ).
مفهوم این تعبیر آن است كه روح پاك تو به ملكوت اعلى مى‏رود و در جوار قرب خدا قرار مى‏گیرد. در آنجا براى ما دعا كن و حل مشكلات ما را از خدایت بخواه بگونه‏اى كه همیشه در خاطر عاطر تو باشیم.
نكته‏ها
 گریه در مصیبت عزیزان‏
از كلام بالا و روایات دیگر استفاده مى‏شود كه گریستن در مصائب عزیزان ممنوع نیست، و ممنوع تنها جزع و بى‏تابى و ناشكرى است. قلب انسان كانون عواطف است و این عواطف مخصوصاً هنگامى كه شدید باشد، در همه وجود انسان اثر مى‏گذارد. هنگامى كه عزیزى از دست رود، قلب متلاطم مى‏گردد و اشك جارى مى‏شود، بغض گلوى انسان را مى‏گیرد و زبان به اظهار اشتیاق به عزیز از دست رفته مى‏پردازد. اینها هیچ كدام ممنوع نیست، بلكه ممدوح است به شرط اینكه آمیخته با شكیبایى و صبر باشد. ممنوع است كه انسان بى‏تابى كند، سر به دیوار بكوبد، لطمه بر صورت زند، سخنان ناروا بگوید.
در حدیثى مى‏خوانیم: «هنگامى كه خبر وفات جعفر بن ابى طالب و زید بن حارثه (در جنگ موته) به پیغمبر رسید، هنگامى كه وارد خانه مى‏شد شدیداً براى آنها گریه مى‏كرد و مى‏گفت: آنها براى من سخن مى‏گفتند و با آنها انس مى‏گرفتم، هردو با هم رفتند».»

نیز در داستان جنگ احد مى‏خوانیم: «هنگامى كه پیغمبر به مدینه باز گشت از هر خانه‏اى صداى گریه و زارى براى شهیدى به گوش آن حضرت رسید كه بازماندگان بر شهیدانشان مى‏گریستند جز خانه عمویش حمزه، پیغمبر بسیار ناراحت شد و گفت: ولى حمزه گریه‏كنندگانى ندارد. اهل مدینه كه از این سخن باخبر شدند قسم یاد كردند كه هرگز بر عزیز از دست رفته‏اى گریه نكنند مگر اینكه نخست براى حمزه نوحه گرى كنند و بگریند» و این سنّت همچنان تا امروز (زمانى كه امام باقر علیه السلام این حدیث را بیان مى‏فرمود ادامه دارد).
روایات بسیارى نیز در باره نهى از جزع و بى‏تابى از معصومان علیهم السلام نقل شده است از جمله امیر مؤمنان على علیه السلام مى‏فرماید: «إنَّكَ إنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَیْكَ الْمَقادیرُ وَ أنْتَ مَأجُورٌ وَ إنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَیْكَ الْمَقادیرُ وَ أنْتَ مَعْذورٌ؛ اگر صبر و شكیبایى (در مصائب) پیشه كنى آنچه مقدّر است به هر حال واقع مى‏شود و تو (در پیشگاه خدا) مأجور هستى و اگر جزع و بى‏تابى كنى مقدّرات به هر حال صورت مى‏گیرد؛ ولى تو گنهكار خواهى بود».
نباید فراموش كرد جزع و بى‏تابى افزون بر اینكه نوعى ناسپاسى در پیشگاه خداست، آثار بسیار مخربى روى اعصاب انسان دارد و گاه او را تا سرحد جنون پیش مى‏برد.
 تجهیز پیامبر صلى الله علیه و آله‏
در اینكه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله در چه روزى چشم از جهان بربست، اختلافى نیست. همه اتفاق نظر دارند كه روز دوشنبه بود و مشهور میان پیروان اهل بیت علیهم السلام این است كه دفن آن حضرت سه روز بعد انجام یافت.
گرچه از روایات استفاده مى‏شود كه تعجیل در دفن میّت مستحب است؛ ولى هنگامى كه شخص از دست رفته كسى مانند پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله باشد و مردم بخواهند گروه گروه بر او نماز بخوانند و اداى احترام نسبت به او بنمایند، مسئله شكل دیگرى به خود مى‏گیرد.
از روایات نیز استفاده مى‏شود مردم ده نفر ده نفر وارد حجره پیامبر شدند و بر آن حضرت نماز گذاردند و سپس در همانجا بدن پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله به خاك سپرده شد، زیرا بعد از آنكه هركسى در باره محل دفن پیامبر اظهار نظرى كرد، بعضى مكه را پیشنهاد كردند و عده‏اى مدینه را (در بقیع یا در صحن مسجد رسول الله) امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: «إنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیّاً إلّافی أطْهَرِ الْبِقاعِ فَیَنْبَغی أنْ یُدْفَنَ فِی الْبُقْعَةِ الَّتی قُبِضَ فیها فَاتَّفَقَتِ الْجَماعَةُ عَلى‏ قَوْلِهِ علیه السلام وَ دُفِنَ فی حُجْرَتِهِ؛ خداوند هیچ پیغمبرى را قبض روح نمى‏كند مگر در پاك‏ترین نقاط روى زمین، بنابراین سزاوار است در همان محلى كه حضرت قبض روح او شده دفن شود. هنگامى كه مردم این سخن را شنیدند متفقا رأى آن حضرت را پذیرفتند و بدن پاك پیامبر در همانجا به خاك سپرده شد».
در اینكه قبل از پوشاندن قبر چه كسى وارد قبر شد، همچنین نقل شده است: على علیه السلام و فضل بن عباس و دو نفر دیگر وارد شدند.
به هر حال شك نیست كه تجهیز پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله اعم از غسل و تكفین و نماز و تدفین عمدتاً به وسیله على علیه السلام صورت گرفت در حالیكه دیگران در سقیفه بنى ساعده مشغول گفت و گو و چانه زدن در امر خلافت بودند و حتى مطابق بعضى از نقلها تعزیه گردانهاى سقیفه موفق به نماز بر پیامبر هم نشدند.
براى آگاهى بیشتر در مسائل بالا به كتاب بحارالانوار جلد 22 صفحه 504 به بعد مراجعه كنید.
برگرفته از کتاب پیام امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام،آیت الله مکارم ج‏8




طبقه بندی: پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله،
برچسب ها: شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله، حضرت علی علیه السلام، رحلت، غسل، پیامبر، صفر،
تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 06:17 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم