تبلیغات
حضوری برای ظهور - همچون امام کاظم علیه السلام ، کاظم باشیم

ضمن عرض تسلیت شهادت باب الحوائج حضرت امام موسی بن جعفر علیه اسلام به ساحت مقدس مولایمان امام زمان ارواحنا فداه وتمامی محبین و شیعیان حضرت

یکی از ویژگی های بارز باب الحوائج حضرت امام کاظم علیه السلام حلم و بردباری بسیار زیاد حضرت بود تا آنجا که ملقب به لقب کاظم شدند ، ما نیز به مناسبت شهادت امام کاظم علیه السلام کمی در مورد این فضیلت اخلاقی سخن می گوییم امیدواریم که مانیز با الگو گرفتن از اهل بیت علیهم السلام بتوانیم همچون  امام کاظم علیه السلام ، کاظم باشیم

حلم و بردباری

نقطه مقابل غضب و خشم لجام گسیخته، حلم و بردبارى و خویشتن دارى است‏ که در قرآن کریم به عنوان یکی از صفات برجسته  پرهیزکاران معرفی شده است

« الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ

کسانیکه  كه در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى‏ كنند؛ و خشم خود را فرو مى‏ برند؛ و از خطاى مردم درمى‏ گذرند؛ و خدا نیكوكاران را دوست دارد [1]. »

از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله چنین نقل شده: «مَنْ كَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ قادِرٌ عَلى انفاذِهِ وَ حَلُمَ عَنْهُ، اعْطاهُ اللَّه اجَرَ شَهیدٍ

 كسى كه خشم خود را فرو برد، در حالى كه قدرت بر انجام كارى مطابق آن دارد و حلم و بردبارى پیشه كند، خداوند اجر شهیدى به او مى ‏دهد.[2]»

روزى امام على علیه السلام شنید كه مرد (نابخردى) قنبر را دشنام مى‏ دهد و گویى قنبر مى‏ خواست به او پاسخ دهد

امام فرمودند: قنبر! او را رها كن تا خدا را راضى و شیطان را خشمگین و دشمنت را (با شرمندگى) كیفر داده باشى. سپس فرمود:

 «فَوَالَّذى‏ خَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ النَّسَمَةَ ما ارْضى الْمُؤمِنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الْحِلْمِ، وَ لا اسْخَطَ الشَیْطانَ بِمِثل الصَّمْتِ، وَ لا عُوقِبَ الْاحْمَق بِمِثْلِ السكوتِ عَنهُ

 قسم به خدایى كه دانه را در زیر خاك شكافته، و انسان را آفریده هیچ شخص مؤمنى پروردگارش را به چیزى مانند حلم خشنود نساخته و شیطان را به چیزى مانند خاموشى به هنگام غضب خشمگین نكرده، و احمق را به چیزى همانند سكوت، مجازات ننموده است.[3]»

ثمرات حلم و بردباری

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله ثمرات حلم و بردباری را چه زیبا در این روایت بیان فرموده اند

«فَامّا الْحِلْمُ فَمِنْهُ رُكُوبُ الْجَمیلِ، وَ صُحْبَةُ الْابْرارِ، وَ رَفْعٌ مِنَ الضِّعَهِ، وَ رفُعٌ مِنَ الخَساسَةِ، وَ تَشهِّى الْخَیرِ، وَ یُقَرِّبُ صاحِبَهُ منْ مِعالِى الدَّرَجاتِ، وَ الْعَفوِ وَ الْمَهلِ وَالْمَعْروُفِ وَالصَّمْتِ، فَهذا ما یَتَشَعَّبَ لِلْعاقِلِ بِحِلْمِهِ»

آن حضرت در این حدیث شریف و پر معنى ده نتیجه مثبت براى حلم بیان كرده و مى ‏فرماید: «از آثار حلم، انجام كارهاى خوب، همنشینى با نیكان، بالا رفتن شخصیت انسان، برطرف شدن خسّت و پستى، طالب خیربودن، به مقامات عالى رسیدن، از عفو بهره گرفتن و به مردم فرصت دادن، كار نیك بجا آوردن و سكوت (در برابر نادان) پیشه كردن، این‏ها امورى هستند كه عاقل به خاطر علمش از آن بهره مى ‏گیرد»

نمونه از برخورد امام

روایـت کـرده اند که در مدینه  مردى بود از اولاد خلیفه دوم که پـیـوسـتـه حضرت امام موسى علیه السلام را اذیت مى کرد، ناسزا به آن حضرت  مى گفت ، وهر وقت که آن جناب را مى دید به امیرالمؤ منین علیه السلام دشنام مى داد. تا آنکه روزى بـعـضـى از اصحاب آن حـضرت عرض کردند که بگذارید ما این فاجر را بکشیم ، حضرت ایـشـان را به شد ت از این کارنـهـى کردند  

 حضرت پرسیدند  که آن مرد کجا اسـت ؟ عـرض کردند در یکى از نواحى مدینه مشغول زراعت است حضرت به سمت مزرعه او حرکت کردند ، تا به مزرعه آن شخص رسیدند آن شخص در مزرعه خود مشغول بود  حضرت داخـل مـزرعـه شـدند آن مـرد تا حضرت را دید صـدا زد کـه زراعـت مـا را پایمال  نکن  ، از آنـجا نیا، حضرت به مسیر خود ادامه دادند تا به اورسیدند  ونزد او نشستند  ، وبـا اوبـه گـشـاده رویـى وخـنـده سـخـن گـفـتتند

 حضرت از او پرسیدند که چه مقدار خرج زراعت خود کرده اى ؟

گفت : صد اشرفى

فرموند: چه مقدار امـیـد دارى از آن بهره ببرى

 گفت : غیب نمى دانم

امام  فرموند: من گفتم چه اندازه امید دارى عـایـدت بشود؟

گفت : امیدوارم که دویست اشرفى عاید شود

  حضرت کیسه زرى بیرون آوردند که در آن سیصد اشرفى بود وبه آن مرحمت کردند وفرمودند این را بگیر وزراعـت نـیـز بـاقـى است و حق تعالى به تو آنچه را که امید دارى روزى خواهد فرمود   

آن مرد  بـرخـاسـت وسر آن حضرت را بوسید واز ایشان خواست که از تقصیرات اوبگذرند واورا عـفـو فـرمـایند

 حضرت تبسم فرموند وبرگشتند

وپس از این واقعه آن شخص  را در مسجد دیدند نشسته چـون نـگـاهـش بـه آن حـضـرت افـتـاد گـفـت : ( اَللّهُ اَعـْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ )

دوستانش بـه وى گـفـتـنـد کـه قصه توچیست توپیش از این غیر این مى گفتى ؟! گفت : شنیدید آنچه گفتم باز بشنوید. پس شروع کرد به آن حضرت دعا کردن ، دوستانش  با اومـخـاصـمـه  کـردند اونیز، با ایشان مخاصمه کرد

پس حضرت به اصحاب خود  فرموند  که کـدام یـک بـهـتـر بود، آنچه شما اراده کرده بودید یا آنچه من اراده کردم ، همانا من اصلاح کردم امر اورا به مقدار پولى و شر اورا به آن کفایت کردم [4].



1-       سوره مبارکه آل عمرآن ، آِیه 134

2-        جامع الاحادیث، جلد 13، صفحه 479، حدیث 12

3-         سفینة البحار، ماده حلم‏

4-         برگرفته از منتهی الامال ، جلد دوم ، زندگانی امام کاظم علیه السلام ، فصل دوم




طبقه بندی: امام کاظم علیه السلام، اخلاق اسلامی،
تاریخ : شنبه 27 خرداد 1391 | 01:23 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | کاظم ها

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم