تبلیغات
حضوری برای ظهور - مطالب مباحث اعتقادی



امام علی علیه السلام می فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ، لِیَرَكُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَةِ وَجِلِینَ، كَمَا یَرَاكُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِینَ! إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فِی ذَاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَرَ ذلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً، وَمَنْ ضُیِّقَ عَلَیْهِ فِی ذَاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَرَ ذلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَیَّعَ مَأْمُولًا؛ اى مردم! باید خداوند شما را به هنگام نعمت، ترسان ببیند همان‏گونه كه از بلا و نقمت ترسان مى‏ بیند؛ زیرا كسى كه خدا به او نعمت گسترده ‏اى بخشیده و آن را (احتمالًا) استدراج (مقدمه مجازات تدریجى) نشمرد از امر خوفناكى خود را ایمن دانسته و (به عكس) كسى‏ كه خدا براو تنگ گیرد (ونعمت‏ هایى را از او سلب كند) و آن را آزمایش (و مقدمه ترفیع مقام) نداند پاداش امیدبخشى را از دست داده است‏»1.

در مقابل معاصى و گناهانى كه بندگان انجام مى‏ دهند، خداوند با گنه کاران سه نوع معامله مى‏ كند:

1. ابتلاء به مصائب و بلاها
خداوند افراد گنه کار را در صورتى که زیاد آلوده گناه نشده باشند بوسیله زنگ هاى بیدار باش و عکس العمل هاى اعمالشان، و یا گاهى بوسیله مجازات هاى متناسب با اعمالى که از آنها سرزده است، بیدار مى سازد و براه حق بازمى گرداند. اینها کسانى هستند که هنوز شایستگى هدایت را دارند و مشمول لطف خداوند مى باشند و در حقیقت مجازات و ناراحتی هاى آنها، نعمتى براى آنها محسوب مى شود، چنانکه در قرآن مى خوانیم:
«ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون؛ در خشکى ها و دریاها، فساد و تباهى بر اثر اعمال مردم، ظاهر شد تا خداوند نتیجه قسمتى از اعمال آنها را به آنها بچشاند، شاید که ایشان برگردند».2

در یكى از خطبه ‏هاى امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج ‏البلاغه مى‏ خوانیم: «انَّ اللَّهَ یَبْتَلى عِبادَهُ عِنْدَ الأَعْمالِ السَّیِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمراتِ، وَ حَبْسِ الْبَرَكاتِ، وَ اغْلاقِ خَزائِنِ الْخَیْراتِ، لِیَتُوْبَ تائِبٌ، وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ، وَ یَتَذَكَّرَ مُتَذَكِّرٌ، وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ!؛ خداوند بندگان خویش را به هنگامى كه اعمال بد انجام مى‏ دهند، با كمبود میوه ‏ها، و جلوگیرى از نزول بركات، و بستن درهاى گنج‏ هاى خیرات به روى آنان، مبتلا مى‏ سازد، تا توبه ‏كاران توبه كنند، و آنها كه باید دست از گناه بكشند خوددارى نمایند، و پندپذیران پند گیرند، و آنها كه آماده‏ اند از گناه باز ایستند».3

2.  دادن مهلت جهت توبه
گاهى خداوند مهلت مى‏ دهد تا از این مهلت استفاده كند و برگردد و  توبه كند.

امام علی علیه السلام می فرمایند: «كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ، وَمَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ، وَمَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ. وَمَا ابْتَلَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ؛ چه بسیارند كسانى كه به‏ وسیله احسان الهى به آن‏ها غافلگیر مى‏ شوند و به سبب پرده‏ پوشى خدا بر آن‏ها مغرور مى‏ گردند و براثر تعریف و تمجید از آنان فریب مى‏ خورند و خداوند هیچ‏كس را به چیزى مانند مهلت دادن (و ادامه نعمت‏ ها و ترك عقوبت) نیازموده است‏».4

3.  رها شدن به حال خود و عذاب استدراج
در قرآن کریم می خوانیم «
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ آرى، هنگامى كه آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چیز از نعمتها را به روى آنها گشودیم؛ تا كاملاً به آن خوشحال شدند و دل بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم و سخت مجازات كردیم)؛ در این هنگام، همگى مأیوس شدند؛ و درهاى امید به روى آنها بسته شد».5

نعمت‏ هایى كه به سراغ انسان گنه کار مى‏ آید مى‏ تواند عوامل مختلفى داشته باشد:

گاهى این نعمت ‏ها پاداشى است كه در مقابل اعمال خیر خود به دست مى‏ آورد؛ چرا كه خداوند كار هیچ كس را بدون پاداش نمى ‏گذارد و پاداش بیشتر این افراد را در همین دنیا مى‏ دهد. همان گونه كه در حدیثى نقل شده است كه: «موسى علیه السّلام به پیشگاه خداوند عرضه داشت، فرعون را چهارصد سال مهلت دادى در حالى كه او ادّعاى خدایى مى‏ كند و پیامبر و آیاتت را تكذیب مى‏ نماید! خطاب آمد كه او مردى خوش اخلاق و سهل الحجاب است (یعنى مردم به آسانى مى‏توانند به او دسترسى پیدا كنند) من دوست داشتم كه پاداش این صفات خوب را به او بدهم».6

و گاهى نعمت‏ هاى خداوند یك نوع عذاب و مجازات است كه در روایات ما به نعمت استدراج‏ معروف است‏.

آنها که در گناه و عصیان، غرق شوند و طغیان و نافرمانى را به مرحله نهائى برسانند، خداوند آنها را به حال خود وا مى گذارد و به اصطلاح به آنها میدان می دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق حداکثر مجازات را پیدا کنند. اینها کسانى هستند که تمام پل ها را در پشت سر خود ویران کرده اند، و راهى براى بازگشت نگذاشته اند و پرده حیا و شرم را دریده و لیاقت و شایستگى هدایت الهى را کاملا از دست داده اند. قرآن مى‏ فرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ؛ آنها كه كافر شدند (و راه طغیان پیش گرفتند) تصوّر نكنند اگر به آنان مهلت مى‏ دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت مى‏ دهیم فقط براى اینكه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خواركننده ‏اى (آماده شده) است».7

در حقیقت عذاب استدراج به دو علت است: یكى اینكه غافل و مغرور شوند و بیشتر گناه‏ كنند و دوم اینكه بعد از دادن نعمت ‏هاى فراوان، یك دفعه مجازات ‏كند كه این نوع مجازات خیلى دردناك است انسانى را كه غرق در نعمت است یك دفعه غرق در عذاب كنند.8

__________________________________
1- نهج البلاغه، حکمت 358
2- سوره  مبارکه روم آیه 41
3- نهج البلاغه، خطبه 143
4- همان، حکمت 116
5- سوره مبارکه انعام، آیه 44
6- آیت الله مکارم، پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏3، ص: 608 به نقل از  بحارالانوار، جلد 13، صفحه 129.
7- سوره مبارکه آل عمران، آیه 178
8- آیت الله مکارم، گفتار معصومین(ع)، ج‏2، ص: 96






طبقه بندی: مباحث اعتقادی، اخلاق اسلامی،
برچسب ها: استدراج، معامله خدا، گنه کاران، مصائب و مشکلات، عذاب الهی، رفاه گنه کاران، مشکلات مؤمن،
تاریخ : شنبه 8 آذر 1393 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

شاید همیشه در میان انسان‏ها و اقوام مختلف، فال نیك و بد رواج داشته است، امورى را به «فال نیك» مى ‏گرفتند و دلیل بر پیروزى و پیشرفت كار مى ‏دانستند، و امورى را به «فال بد» مى ‏گرفتند و دلیل بر شكست و ناكامى و عدم پیروزى مى ‏پنداشتند.

در حالى كه هیچ گونه رابطه منطقى در میان پیروزى و شكست با این گونه امور وجود نداشت، و مخصوصاً در قسمت فال بد، غالباً جنبه خرافى و نامعقول‏ داشته و دارد.
این دو گر چه اثر طبیعى ندارند، ولى بدون تردید اثر روانى مى‏ توانند داشته باشند، «فال نیك» غالباً مایه امیدوارى و حركت است ولى «فال بد» موجب یأس و نومیدى و سستى و ناتوانى.
شاید به خاطر همین موضوع است كه: در روایات اسلامى از «فال نیك» نهى نشده، اما «فال بد» به شدت محكوم گردیده است.
در حدیث معروفى كه از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده:
 تَفَأَّلُوا بِالْخَیْرِ تَجِدُوهُ: «كارها را به فال نیك بگیرید (و امیدوار باشید) تا به آن برسید»1 جنبه اثباتى این موضوع منعكس است.

و در حالات خودِ پیغمبر صلى الله علیه و آله و پیشوایان اسلام علیهم السلام نیز دیده مى‏ شود كه گاهى مسائلى را به فال نیك مى‏ گرفتند، مثلًا در جریان برخورد مسلمانان با كفار «مكّه» در سرزمین «حدیبیه» مى‏ خوانیم هنگامى كه «سهیل بن عمرو» به عنوان نماینده كفار «مكّه» به سراغ پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و حضرت صلى الله علیه و آله از نام او آگاه گردید، فرمود:
 قَدْ سَهُلَ عَلَیْكُمْ أَمْرُكُمْ: «یعنى از نام سهیل من تفأل مى ‏زنم كه كار بر شما سهل و آسان مى‏ گردد»
2.

دانشمند معروف «دمیرى» كه از نویسندگان قرن هشتم هجرى است، در یكى از نوشته‏ هاى خود اشاره به همین مطلب كرده مى ‏گوید: این كه پیامبر صلى الله علیه و آله فال نیك را دوست مى ‏داشت، به خاطر آن بود كه انسان هر گاه امیدوار به فضل پروردگار باشد در راه خیر گام برمى‏ دارد و هنگامى كه امید خود را از پروردگار قطع كند، در راه شرّ خواهد افتاد و فال بد زدن مایه سوء ظن و موجب انتظار بلا و بدبختى كشیدن است3.
اما از فال بد كه عرب آن را «تطیّر» و «طیره» مى‏ نامد، در روایات اسلامى- همان طور كه گفتیم- شدیداً مذمت شده، چنان كه در قرآن مجید نیز كراراً به آن اشاره گردیده و محكوم شده است4.
از جمله در حدیثى مى‏ خوانیم: پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود:
الطِّیَرَةُ شِرْكٌ: «فال بد زدن (و آن را مؤثر در سرنوشت آدمى دانستن) یك نوع شرك به خدا است».5

و نیز مى‏ خوانیم: اگر فال بد اثرى داشته باشد، همان اثر روانى است، امام صادق علیه السلام فرمود:
الطِّیَرَةُ عَلى‏ ما تَجْعَلُها إِنْ هَوَّنْتَها تَهَوَّنَتْ وَ إِنْ شَدَّدْتَها تَشَدَّدَتْ وَ إِنْ لَمْ‏تَجْعَلْها شَیْئاً لَمْ‏تَكُنْ شَیْئاً: «فال بد اثرش به همان اندازه است كه آن را مى‏ پذیرى، اگر آن را سبك بگیرى كم اثر خواهد بود، و اگر آن را محكم بگیرى پر اثر، و اگر به آن اعتنا نكنى، هیچ اثرى نخواهد داشت»6.
در اخبار اسلامى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است كه: راه مبارزه با فال بد، بى ‏اعتنائى است.
از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود:
ثَلاثٌ لایَسْلَمُ مِنْها أَحَدٌ الطِّیَرَةُ وَ الْحَسَدُ وَ الظَّنُّ.

قِیلَ فَما نَصْنَعُ؟ قالَ: إِذا تَطَیَّرْتَ فَامْضِ وَ إِذا حَسَدْتَ فَلاتَبْغِ وَ إِذا ظَنَنْتَ فَلاتُحَقِّق:
 «سه چیز است كه هیچ كس از آن سالم نمى ‏ماند (و وسوسه‏ هاى آن در درون قلبِ غالب اشخاص پیدا مى‏ شود) فال بد و حسد و سوء ظن.
عرض كردند: پس چه كنیم؟
فرمود: هنگامى كه فال بد زدى اعتنا مكن و بگذر و هنگامى كه حسد در دلت پیدا شد، عملًا كارى بر طبق آن انجام مده و هنگامى كه سوء ظن پیدا كردى آن را نادیده بگیر»7.
عجیب این است كه: موضوع فال نیك و بد، حتى در كشورهاى پیشرفته صنعتى و در میان افراد به اصطلاح روشن‏فكر، و حتى نوابغ معروف وجود داشته و دارد، از جمله در میان غربى‏ ها ردّ شدن از زیر نردبان، افتادن نمكدان و هدیه دادن چاقو به شدت به فال بد گرفته مى‏ شود!
البته وجود فال نیك همان طور كه گفتیم مسأله مهمى نیست بلكه غالباً اثر مثبت دارد، ولى با عوامل فال بد همیشه باید مبارزه كرد و آنها را از افكار دور ساخت و بهترین راه براى مبارزه با آن تقویت روح توكّل و اعتماد بر خدا در دل‏ها است، همان طور كه در روایات اسلامى نیز به آن اشاره شده است8.

----------------------------------------------------------------------------
1- « میزان الحكمة»، جلد 3، صفحه 2353، دار الحدیث، طبع اول-« المیزان»، جلد 19، صفحه 77، انتشارات جامعه مدرسین قم.
2- « مناقب»، جلد 1، صفحه 203، انتشارات علامه، قم، 1379 ه ق-« بحار الانوار»، جلد 20، صفحه 333-« مجمع البیان»، جلد 9، صفحه 197، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 ه ق-« المیزان»، جلد 18، صفحه 267 و جلد 19، صفحه 77، انتشارات جامعه مدرسین قم.
3- « سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 102، انتشارات كتابخانه نسائى-« مستدرك سفینة البحار»، جلد 6، صفحه 619، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1419 ه ق. 
4- مانند سوره یس، آیه 19- نمل، آیه 47 و آیه مورد بحث. 
5- « المیزان»،، جلد 19، صفحه 78، ذیل آیه مورد بحث، انتشارات جامعه مدرسین قم-« بحار الانوار»، جلد 55، صفحه 322- تفسیر« قرطبى»، جلد 7، صفحه 266، مؤسسة التاریخ العربى بیروت، 1405 ه ق- تفسیر« ابن كثیر»، جلد 2، صفحه 512، دار المعرفة بیروت، 1412 ه ق. 
6- « المیزان»، جلد 19، صفحه 78، ذیل آیه مورد بحث، انتشارات جامعه مدرسین قم-« كافى»، جلد 8، صفحه 197، دار الكتب الاسلامیة-« وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحه 361، و جلد 22، صفحه 404، چاپ آل البیت-« بحار الانوار»، جلد 55، صفحات 310 و 322.
7-  « بحار الانوار»، جلد 55، صفحه 320-« المیزان»، جلد 19، صفحه 78، انتشارات جامعه مدرسین قم-« میزان الحكمة»، جلد 3، صفحه 2354، دار الحدیث، طبع اول-« فرائد الاصول»، جلد 2، صفحه 37، مجمع الفكر الاسلامى، قم، طبع اول، 1419 ه ق.
8- برگرفته از تفسیر نمونه، ج‏6، صفحه: 379





طبقه بندی: مباحث اعتقادی،
برچسب ها: تفال، تطیر، فال نیک و بد، خرافات،
تاریخ : جمعه 11 اسفند 1391 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات


برخی از این ضرب المثلها که خیلی هم شنیده ایم عبارتنداز:
1- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
2- موسی به دین خود عیسی به دین خود
3- سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند
4- به شهر کورها که رسیدی چشمات رو ببند
5- خواهی که نشوی رسوا  همرنگ جماعت شو
...
شماهم می توانید این ضرب المثلها را کامل کنین
 این ضرب المثل ها متاسفانه خیلی از موارد ، توجیه برای گناهان ما می شود ودر حقیقت ، ندای وجدان خودمان را با این ضرب المثلهای غلط  خاموش می کنیم وشیطان هم از این راه چه خوب به اهداف خود رسیده و می رسد.
آری كسى كه در برابر مفاسد و منكرات، بى‏ تفاوت است
كسى كه با دیدن خلاف‏ها و گناهان، برنمى ‏آشوبد و عكس‏ العمل نشان نمى ‏دهد،
كسى كه فرهنگ «به من چه» در وجود او رسوخ كرده است.
نه با پیام قرآن آشناست، نه با سیره رفتارى پیشوایان دین و سیدالشهدا علیه السلام

فرهنگ حسینی به ما می آموزد که:

ادامه مطلب

طبقه بندی: امام حسین علیه السلام، مباحث اعتقادی،
برچسب ها: فرهنگ حسینی، ضرب المثل،
تاریخ : جمعه 15 دی 1391 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | ضرب المثلها و نظرات دوستان
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم