تبلیغات
حضوری برای ظهور - مطالب اخلاق اسلامی

غیبت از گناهان کبیره ای که جنبه «حقّ الناس» داشتن آن كاملًا روشن است، زیرا:

اولًا: با این عمل احترام و شخصیت و آبروى شخص مورد بحث كاسته خواهد شد و مسلماً ارزش اینها از نظر عقل و شرع كمتر از ارزش اموال نیست.
ثانیاً: از تشبیه غیبت به خوردن گوشت برادر مؤمن در سوره حجرات نیز روشن مى‏شود كه غیبت مصداق «ظلم» است و ایجاد حق مى‏ كند.
ثالثاً: از احادیث فراوانى نیز این حقیقت استفاده مى‏ شود كه غیبت

ادامه مطلب

طبقه بندی: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: غیبت، حلالیت طلبیدن، جبران غیبت، انواع غیبت، تعریف غیبت،
تاریخ : شنبه 4 بهمن 1393 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
امام علی علیه السلام می فرمایند:
الْعُمْرُ الَّذِی أَعْذَرَ اللَّهُ فِیهِ إِلَى ابْنِ آدَمَ سِتُّونَ سَنَةً
 عمرى كه خداوند نسبت به فرزندان آدم در آن اتمام حجت مى ‏كند (و عذرش را مى ‏پذیرد) شصت سال است. (بعد از آن عذرى پذیرفته نیست)1
.

هشدار به بزرگسالان‏
شك نیست كه انسان در دوران‏ هاى مختلف عمر تحت تأثیر انگیزه ‏هاى گوناگونى است؛ در كودكى به بازى ‏ها سرگرم مى ‏شود و در جوانى به شهوات.
هنگامى كه دوران جوانى مى‏ گذرد و بخشى از شهوات رو به افول مى‏ گذارد، شهوت مال و مقام و مانند آن در انسان زنده مى ‏شود و به آن مى ‏پردازد؛ اما هنگامى كه به دوران پیرى مى ‏رسد كه لااقل از شصت سالگى شروع مى ‏شود آن انگیزه ‏ها نیز در بسیارى از افراد ضعیف مى‏ گردد مخصوصاً اگر به وضع جسمانى خود توجه كنند كه قواى آن به سرعت رو به كاهش مى ‏رود، موهاى سر و صورت سفید مى‏ شوند، استخوان ‏ها ضعیف مى‏ گردند، به‏ تدریج قامت خمیده مى‏ شود و نشانه‏ هاى ارتحال از دنیا یكى پس از دیگرى آشكار مى‏ گردند. با توجه به این مسائل، هوس‏ هاى پیرى در او طغیان نخواهند كرد و او به فكر آینده خویش و سراى آخرت خواهد افتاد.
این به آن معنا نیست كه اگر جوانان گناه كنند یا كسانى كه در سنین پایین ‏تر از شصت سال قرار دارند مرتكب خلافى شوند معذورند، بلكه منظور این است اگر جوانان و میانسالان بتوانند عذرى براى خود در پیشگاه خدا بیاورند كسانى كه به سن شصت سال و بالاتر مى ‏رسند آن عذرها را نیز نخواهند داشت و به تعبیر دیگر گناه این افراد از گناه جوانان زشت ‏تر و مجازات آن شدیدتر است.
این در حالى است كه در بعضى از روایات سن كمترى از شصت سال در این زمینه ذكر شده است.
از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود:
«إِذَا أَتَتْ عَلَى الرَّجُلِ أَرْبَعُونَ سَنَةً قِیلَ لَهُ خُذْ حِذْرَكَ فَإِنَّكَ غَیْرُ مَعْذُورٍ؛ هنگامى كه انسان به سن چهل سالگى مى ‏رسد به او گفته مى‏ شود كاملًا مراقب باش، زیرا بعد از این معذور نخواهى بود»2.
ولى براى این‏كه بعضى این سخن را براى كسانى كه كمتر از چهل سال دارند چراغ سبزى نسبت به گناهان نپندارند امام علیه السلام در ذیل این روایت مى ‏فرماید:
«وَلَیْسَ ابْنُ الْأَرْبَعِینَ بِأَحَقَّ بِالْحِذْرِ مِنِ ابْنِ الْعِشْرِینَ فَإِنَّ الَّذِی یَطْلُبُهُمَا وَاحِدٌ وَلَیْسَ بِرَاقِد؛ چهل ساله براى پرهیز از گناه سزاوارتر از بیست ساله نیست، زیرا كسى كه هر دو را طلب مى‏ كند یكى است (اعمال آن‏ها را مى‏ بیند) و خواب نیست»3.
در ذیل آیه 15 سوره «احقاف» كه دوران زندگى انسان را از طفولیت برمى‏ شمرد تا به چهل سال مى ‏رسد و آن را دوران كمال انسان مى‏ شمارد: «حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً» از ابن عباس نقل شده است كه مى‏ گوید:
«مَنْ بَلَغَ أرْبَعِینَ وَلَمْ یَبْلُغْ خَیْرُهُ شَرَّهُ فَلْیَتَجَهَّزْ إلَى النّارِ؛ كسى كه به چهل سال برسد و نیكى او بر بدى‏اش غلبه نكند آماده آتش دوزخ گردد. (ابن عباس این‏گونه مطالب را معمولًا یا از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و یا از امیرمؤمنان على علیه السلام شنیده است)»4.
شیخ صدوق رحمه الله در كتاب‏ خصال‏ از امام صادق علیه السلام نقل مى ‏كند كه فرمود:
«إِنَّ الْعَبْدَ لَفِی فُسْحَةٍ مِنْ أَمْرِهِ مَا بَیْنَهُ وَبَیْنَ أَرْبَعِینَ سَنَةً فَإِذَا بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى مَلَكَیْهِ قَدْ عَمَّرْتُ عَبْدِی هَذَا عُمُراً فَغَلِّظَا وَشَدِّدَا وَتَحَفَّظَا وَاكْتُبَا عَلَیْهِ قَلِیلَ عَمَلِهِ وَكَثِیرَهُ وَصَغِیرَهُ وَكَبِیرَهُ؛
انسان قبل از چهل سال در وسعت قرار دارد (خداوند كمتر بر او سخت مى ‏گیرد) ولى هنگامى كه به چهل سال رسید خداوند متعال به دو فرشته‏ اى كه مأمور او هستند وحى مى‏ فرستد كه من بنده ‏ام را عمر كافى و طولانى دادم. از این به بعد بر او سخت بگیرید و شدت عمل به خرج دهید و دقیقاً مراقب اعمال او باشید و هر كار كم یا زیاد، كوچك یا بزرگى را انجام مى ‏دهد در نامه اعمال او بنویسید»5.
البته منافاتى میان این روایات و امثال آن با آنچه از امام علیه السلام در گفتار حكیمانه مورد بحث آمد نیست، زیرا شدت عمل درباره انسان‏ها نیز مراحلى دارد. در مرحله چهل سالگى كمتر و در شصت سالگى بیشتر است و به تعبیر دیگر، حدیث چهل سال اشاره به حداقل و حدیث شصت سال اشاره به حداكثر است.
در تفسیر قرطبى‏ و درّالمنثور ذیل آیه شریفه 37 سوره «فاطر» كه خطاب به دوزخیان است و مى ‏فرماید: «أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَّا یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَكَّرَ؛ آیا به شما به مقدار كافى براى بیدار و تذكر عمر ندادیم و بیم ‏دهنده الهى به سوى شما نیامد؟» از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله چنین نقل شده است:
«إذَا كانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نُودِىَ (أَیْنَ) أَبْناءُ السِّتِّیْنَ؟ وَهُوَ الْعُمْرُ الَّذِى قالَ اللَّهُ فِیْهِ: أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فِیْهِ مَنْ تَذَكَّرَ؛
هنگامى كه روز قیامت‏ شود، منادى ندا كند، انسان‏هاى شصت‏ ساله كجا هستند؟
این همان عمرى است كه خدا درباره آن فرموده: آیا ما شما را به مقدارى كه افراد متذكر شوند، عمر ندادیم؟!».
به هر روى از مجموع این روایات استفاده مى‏ شود كه انسان هنگامى كه به‏ چهل سالگى مى ‏رسد باید بسیار مراقب اعمال خویش باشد و چون به شصت سالگى برسد بسیار بیشتر، زیرا هر لغزشى را در این سن و سال براى او مى ‏نویسند و عذرى در پیشگاه خدا نخواهد داشت.6

______________________________

1- نهج البلاغه، حکمت 326
2- كافى، ج 2، ص 455، ح 10
3- همان
4- مجموعه ورام، ج 1، ص 35
5-  كافى، ج 8، ص 108، ح 84
6- آیت الله مکارم، پیام امام امیرالمؤمنین، ج 14، ص 633




طبقه بندی: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: هشدار مهم، شصت سال، چهل سال، آخرین مهلت، حکمت نهج البلاغه،
تاریخ : شنبه 20 دی 1393 | 11:58 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات



امام علی علیه السلام می فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ، لِیَرَكُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَةِ وَجِلِینَ، كَمَا یَرَاكُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِینَ! إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فِی ذَاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَرَ ذلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً، وَمَنْ ضُیِّقَ عَلَیْهِ فِی ذَاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَرَ ذلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَیَّعَ مَأْمُولًا؛ اى مردم! باید خداوند شما را به هنگام نعمت، ترسان ببیند همان‏گونه كه از بلا و نقمت ترسان مى‏ بیند؛ زیرا كسى كه خدا به او نعمت گسترده ‏اى بخشیده و آن را (احتمالًا) استدراج (مقدمه مجازات تدریجى) نشمرد از امر خوفناكى خود را ایمن دانسته و (به عكس) كسى‏ كه خدا براو تنگ گیرد (ونعمت‏ هایى را از او سلب كند) و آن را آزمایش (و مقدمه ترفیع مقام) نداند پاداش امیدبخشى را از دست داده است‏»1.

در مقابل معاصى و گناهانى كه بندگان انجام مى‏ دهند، خداوند با گنه کاران سه نوع معامله مى‏ كند:

1. ابتلاء به مصائب و بلاها
خداوند افراد گنه کار را در صورتى که زیاد آلوده گناه نشده باشند بوسیله زنگ هاى بیدار باش و عکس العمل هاى اعمالشان، و یا گاهى بوسیله مجازات هاى متناسب با اعمالى که از آنها سرزده است، بیدار مى سازد و براه حق بازمى گرداند. اینها کسانى هستند که هنوز شایستگى هدایت را دارند و مشمول لطف خداوند مى باشند و در حقیقت مجازات و ناراحتی هاى آنها، نعمتى براى آنها محسوب مى شود، چنانکه در قرآن مى خوانیم:
«ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون؛ در خشکى ها و دریاها، فساد و تباهى بر اثر اعمال مردم، ظاهر شد تا خداوند نتیجه قسمتى از اعمال آنها را به آنها بچشاند، شاید که ایشان برگردند».2

در یكى از خطبه ‏هاى امیرمؤمنان على علیه السلام در نهج ‏البلاغه مى‏ خوانیم: «انَّ اللَّهَ یَبْتَلى عِبادَهُ عِنْدَ الأَعْمالِ السَّیِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمراتِ، وَ حَبْسِ الْبَرَكاتِ، وَ اغْلاقِ خَزائِنِ الْخَیْراتِ، لِیَتُوْبَ تائِبٌ، وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ، وَ یَتَذَكَّرَ مُتَذَكِّرٌ، وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ!؛ خداوند بندگان خویش را به هنگامى كه اعمال بد انجام مى‏ دهند، با كمبود میوه ‏ها، و جلوگیرى از نزول بركات، و بستن درهاى گنج‏ هاى خیرات به روى آنان، مبتلا مى‏ سازد، تا توبه ‏كاران توبه كنند، و آنها كه باید دست از گناه بكشند خوددارى نمایند، و پندپذیران پند گیرند، و آنها كه آماده‏ اند از گناه باز ایستند».3

2.  دادن مهلت جهت توبه
گاهى خداوند مهلت مى‏ دهد تا از این مهلت استفاده كند و برگردد و  توبه كند.

امام علی علیه السلام می فرمایند: «كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ، وَمَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ، وَمَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ. وَمَا ابْتَلَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ؛ چه بسیارند كسانى كه به‏ وسیله احسان الهى به آن‏ها غافلگیر مى‏ شوند و به سبب پرده‏ پوشى خدا بر آن‏ها مغرور مى‏ گردند و براثر تعریف و تمجید از آنان فریب مى‏ خورند و خداوند هیچ‏كس را به چیزى مانند مهلت دادن (و ادامه نعمت‏ ها و ترك عقوبت) نیازموده است‏».4

3.  رها شدن به حال خود و عذاب استدراج
در قرآن کریم می خوانیم «
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ آرى، هنگامى كه آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چیز از نعمتها را به روى آنها گشودیم؛ تا كاملاً به آن خوشحال شدند و دل بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم و سخت مجازات كردیم)؛ در این هنگام، همگى مأیوس شدند؛ و درهاى امید به روى آنها بسته شد».5

نعمت‏ هایى كه به سراغ انسان گنه کار مى‏ آید مى‏ تواند عوامل مختلفى داشته باشد:

گاهى این نعمت ‏ها پاداشى است كه در مقابل اعمال خیر خود به دست مى‏ آورد؛ چرا كه خداوند كار هیچ كس را بدون پاداش نمى ‏گذارد و پاداش بیشتر این افراد را در همین دنیا مى‏ دهد. همان گونه كه در حدیثى نقل شده است كه: «موسى علیه السّلام به پیشگاه خداوند عرضه داشت، فرعون را چهارصد سال مهلت دادى در حالى كه او ادّعاى خدایى مى‏ كند و پیامبر و آیاتت را تكذیب مى‏ نماید! خطاب آمد كه او مردى خوش اخلاق و سهل الحجاب است (یعنى مردم به آسانى مى‏توانند به او دسترسى پیدا كنند) من دوست داشتم كه پاداش این صفات خوب را به او بدهم».6

و گاهى نعمت‏ هاى خداوند یك نوع عذاب و مجازات است كه در روایات ما به نعمت استدراج‏ معروف است‏.

آنها که در گناه و عصیان، غرق شوند و طغیان و نافرمانى را به مرحله نهائى برسانند، خداوند آنها را به حال خود وا مى گذارد و به اصطلاح به آنها میدان می دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق حداکثر مجازات را پیدا کنند. اینها کسانى هستند که تمام پل ها را در پشت سر خود ویران کرده اند، و راهى براى بازگشت نگذاشته اند و پرده حیا و شرم را دریده و لیاقت و شایستگى هدایت الهى را کاملا از دست داده اند. قرآن مى‏ فرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ؛ آنها كه كافر شدند (و راه طغیان پیش گرفتند) تصوّر نكنند اگر به آنان مهلت مى‏ دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت مى‏ دهیم فقط براى اینكه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خواركننده ‏اى (آماده شده) است».7

در حقیقت عذاب استدراج به دو علت است: یكى اینكه غافل و مغرور شوند و بیشتر گناه‏ كنند و دوم اینكه بعد از دادن نعمت ‏هاى فراوان، یك دفعه مجازات ‏كند كه این نوع مجازات خیلى دردناك است انسانى را كه غرق در نعمت است یك دفعه غرق در عذاب كنند.8

__________________________________
1- نهج البلاغه، حکمت 358
2- سوره  مبارکه روم آیه 41
3- نهج البلاغه، خطبه 143
4- همان، حکمت 116
5- سوره مبارکه انعام، آیه 44
6- آیت الله مکارم، پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏3، ص: 608 به نقل از  بحارالانوار، جلد 13، صفحه 129.
7- سوره مبارکه آل عمران، آیه 178
8- آیت الله مکارم، گفتار معصومین(ع)، ج‏2، ص: 96






طبقه بندی: مباحث اعتقادی، اخلاق اسلامی،
برچسب ها: استدراج، معامله خدا، گنه کاران، مصائب و مشکلات، عذاب الهی، رفاه گنه کاران، مشکلات مؤمن،
تاریخ : شنبه 8 آذر 1393 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم