تبلیغات
حضوری برای ظهور - مطالب اخلاق اسلامی

همیشه براى رسیدن به مقصد باید از دو نیرو استفاده كرد: نیروى محرك و نیروى باز دارنده؛ به كمك نیروى محرك، حركت آغاز مى‏ شود و هرچه قوى‏ تر باشد سرعت بیشترى به خود مى‏ گیرد؛ اما نیروى باز دارنده براى حفظ تعادل و پیشگیرى از خطرات مخصوصاً در مسیرهاى پرخطر ضرورت دارد. همان گونه که وسیله نقلیه فاقد موتور، از حرکت باز مى ماند وسیله نقلیه فاقد ترمز در برابر پرتگاه ها و جاده هاى خطرناک ایمنى ندارد،آنچه به‏ طور ساده در اتومبیل‏ ها مى‏ بینیم در وجود پیچیده انسان نیز حاكم است.

انسان براى كمال و قرب الى اللَّه آفریده شده و انگیزه ‏هاى لازم در درون و بیرون وجودش به وسیله انبیا و اولیا و تعلیمان آسمانى آماده شده است.
از سوى دیگر هواى نفس و وسوسه ‏هاى شیطانى او را پیوسته به خود مشغول مى‏ دارد تا از مسیر منحرف گردد یا در پرتگاه سقوط كند. نیروى بازدارنده براى یپشگیرى از این خطرات است. همه پیامبران بشیر و نذیر بودند و همه كسانى كه خط آنها را ادامه مى ‏دهند نیز از این دو امر برخوردارند.
این همان مسئله خوف و رجاست كه به عنوان دو بال براى پرواز در آسمان سعادت و قرب الى اللَّه معرفى شده و حتى در روایات تصریح شده است كه هیچ یك از این دو نباید بر دیگرى فزونى یابد، زیرا اگر خوف، فزونى یابد انسان به سوى یأس كشیده مى‏ شود و آدم مأیوس گرفتار انواع گناهان خواهد شد، زیرا فكر مى‏ كند كار از كار گذشته و پرهیز از گناه و انجام طاعات نتیجه ‏اى ندارد. به عكس، اگر امید او فزونى یابد نسبت به ارتكاب گناهان بى ‏تفاوت مى‏ گردد.

در روایتى از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله مى ‏خوانیم:

«لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحْمَةَ اللَّهِ لاتَكِلْتُمْ عَلَیْها وَما عَمِلْتُمْ إلّا قَلیلًا وَلَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ غَضَبِ اللَّهِ لِظَنَنْتُمْ بِأنْ لا تَنْجُوا؛
اگر اندازه رحمت الهى را مى ‏دانستید چنان بر آن تكیه مى‏ كردید كه هیچ عمل خوبى جز به مقدار كم انجام نمى ‏دادید و اگر اندازه غضب الهى را مى ‏دانستید گمان مى‏ كردید كه هرگز راه نجاتى براى شما نیست».1
در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام مى‏ خوانیم كه مى‏ فرمود: پدرم مى‏ گفت:

«إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَفِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَةٍ وَنُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا وَلَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا؛
هیچ بنده مؤمنى نیست مگر این‏كه در قلب او دو نور است: نور خوف و نور رجا؛ اگر این را وزن كنند چیزى فزون برآن ندارد و اگر آن را وزن كنند چیزى فزون بر این ندارد»2.
در غررالحكم‏ از امام امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است مى‏ خوانیم:

«خَفْ رَبَّكَ خَوْفاً یَشْغَلُكَ عَنْ رَجَائِهِ وَارْجُهْ رَجَاءَ مَنْ لَایَأْمَنُ خَوْفَهُ؛
چنان از پروردگارت خائف باش كه تو را از رجا باز دارد و چنان به او امیدوار باش كه تو را از خوف باز ندارد»3.

 امام على بن الحسین(علیهما السلام) می فرمایند:

«لَوْ أنْزَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ کِتاباً أنّه مُعَذِّبٌ رَجُلاً واحِداً لَرَجَوْتُ اَنْ اَکُونَهُ اَوْ اَنَّهُ راحِمٌ رَجُلاً واحِداً لَرَجَوْتُ اَنْ أَکُونَهُ;

اگر خداوند متعال آیه اى نازل کند که یک نفر را در عالم عذاب مى کند، از آن بیم دارم که آن یک نفر من باشم و اگر بگوید یک نفر را در همه عالم مورد رحمت قرار مى دهد، امید دارم آن یک نفر من باشم»4.
به همین دلیل در تمام جوانب بشرى در كنار تشویق تنبیه و در كنار تنبیه تشویق است.
_________________

1- كنز العمال، ح 5894.

2- كافى، ج 3، ص 67، ح 1.
3- غررالحكم، ص 191، ح 3713.
4- شرح نهج‏ البلاغه ابن ابى الحدید، ج 15، ص 167.



طبقه بندی: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: خوف، رجا، بیم، امید، بال پرواز، خوف و رجا، بیم و امید،
تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 01:05 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

جوان ها مى‏ پرسند: در شرایط فعلى، كه فساد همه جا را فرا گرفته، و مظاهر آن در همه جا دیده مى‏ شود، و اسباب و مقدّمات گناه براحتى فراهم است، آیا امكان حفظ پاكدامنى وجود دارد؟ آیا در این شرایط مى‏ توان حتّى نگاه را هم كنترل كرد؟ آیا در این اوضاع و احوال، خداوند آلودگى به این گونه گناهان را نمى ‏بخشد؟
پاسخ: بدون شك امكان پاكدامنى در عصر ما نیز وجود دارد، مشروط بر این كه دو حركت در جامعه شروع شود:
الف- عوامل و زمینه‏ هاى تحریك تا آنجا كه ممكن است برچیده شود، و جوانها به سراغ آن نروند.
اگر جوانان به تماشاى فیلم هاى آلوده ننشینند، و به عكس هاى مبتذل نگاه نكنند، و كتاب ها و مجلّات و رمان هاى عشقى انحراف گر را مطالعه ننمایند، و نگاه هایشان را كنترل كنند، و در مجالس آلوده به گناه (مخصوصاً گناهان شهوت آلود) شركت نكنند، و از مناظر و صحنه‏ هاى تحریك كننده اجتناب ورزند، و از دوستان ناباب دورى گزینند، و هر روز مقدارى ورزش كنند، بدون شك قادر بر حفظ پاكدامنى خویش خواهند بود.
جوانان عزیز! اگر مى‏ خواهید سالم زندگى كنید و پاك بمانید، باید در راه رسیدن به این مطلوب مهم تلاش و كوشش كنید. از عوامل و زمینه‏ هاى گناه دورى نموده، آنچه اسباب تحریك دیوخفته نفس امّاره مى‏ شود را از سر راه بردارید.
امّا اگر بخواهید با دوستان آلوده مجالست نمایید، به تماشاى عكس ها و فیلم ها و سایت ها و برنامه‏ هاى ماهواره‏اى فاسد و مُفسد بنشینید، از مطالعه كتابها، مجلّات و روزنامه‏ هاى منحرف‏ كننده خوددارى نكنید، و در مجالس آلوده به گناه، مانند عروسى‏ هاى سراسر معصیت نیز حضور یابید، بى‏ شك موفّق به حفظ خود نخواهید شد.
مگر ممكن است انسانى كه لباس سفیدى پوشیده داخل اطاقى پر از دود شود و لحظاتى در آن بماند و بدون كمترین آلودگى خارج گردد؟

عزیزان من! اینها خُطُوات (گام هاى) شیطان است. این امور دام هاى رنگارنگ و پرجاذبه شیطان است كه انسان را قدم به قدم به لبه پرتگاه نزدیك مى‏ كند. و هنگامى كه به پرتگاه رسید لغزش مختصرى او را به درّه ضلالت و گمراهى روانه مى‏ كند.1

این كه اسلام، پیروانش را از شركت در مجالس گناه بر حذر مى‏ دارد، هر چند آلوده گناه نشوند و فقط تماشاگر باشند؛ از شركت در مجلس قمار و شراب نهى مى‏ كند، هر چند شراب ننوشند و قمار نكنند؛ براى همین جهت است كه با وجود این زمینه‏ ها، قادر بر مبارزه با نفس نخواهند بود و تدریجاً آلوده آن گناهان مى‏ گردد.
 یكى از عوامل مهمّ بالا رفتن آمار طلاق در جامعه ما، وجود همین زمینه‏ ها و عوامل تحریك است. زن و شوهرى كه به تماشاى فیلم هاى مستهجن مى‏ نشینند و آن صحنه‏ هاى شرم آور را نظاره مى‏ كنند، سطح توقّعشان از یكدیگر بالا مى‏ رود و قطعاً همسر نمى ‏تواند مانند هنرپیشه چنان فیلم‏ هایى عمل كند، و همین امر موجب دلسردى او، و زمینه طلاق در دراز مدّت مى‏ شود!
نتیجه این كه:
اوّلین وظیفه متصدّیان جامعه، جلوگیرى از عوامل تحریك و برچیدن زمینه‏ هاى فساد، و نخستین وظیفه جوانان پاكدامن، اجتناب و دورى از این عوامل و زمینه‏ ها است.

جالب این كه اجتناب از زمینه‏ هاى گناه آن قدر مهم است كه شخصى همچون حضرت یوسف پیامبر علیه السلام، كه داراى مقام عصمت است، نیز براى حفظ پاكدامنى خود از آن استفاده مى‏ نماید. وى هنگامى كه مشاهده مى‏ كند زلیخا نیّت شومى در سر دارد، و خود را آماده گناه بزرگى كرده، و قصدش را صریحاً به زبان آورده، در اوّلین قدم سعى كرد از مجلس معصیت دور شود. بدین جهت به سمت درِ اطاق فرار كرد. زلیخا كه در آتش شهوت مى سوخت و به هیچ چیز جز ارضاى هوس شیطانى خویش نمى‏ اندیشید، دوان دوان به تعقیب یوسف پرداخت. تا این كه به نزدیك او رسید و پیراهن یوسف را از پشت گرفت، تا شاید او را باز گرداند. امّا یوسف به فرار ادامه داد و به سوى در گریخت. در این كشاكش پیراهن یوسف پاره شد. به ناگاه عزیز مصر، شوهر زلیخا، در را باز كرد، و در آستانه در ظاهر شد و آن صحنه وحشتناك را ملاحظه كرد.
زلیخا كه خود را در این ماجرا ناكام و شكست خورده دید، بى انصافى را به آخر رساند و براى تبرئه خویش و متّهم كردن حضرت یوسف (كه به خواسته ‏اش تن نداده بود) خطاب به شوهرش گفت:
 «مَا جَزاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِیمٌ ؛ كیفر كسى كه بخواهد نسبت به اهلِ تو خیانت كند، جز زندان و یا عذاب دردناك، چه خواهد بود؟!»
یوسف پاكدامن در دفاع از خویش گفت:
 «او مرا به اصرار به سوى خود دعوت كرد! و من هرگز قصد خیانت به ناموس تو را نداشته ‏ام.»
اینجا بود كه خداوند به كمك یوسف آمد و كودك شیرخوار، كه در گهواره ناظر این گفتگوها بود، به اذن خداوند به سخن آمد، و خطاب به شوهر زلیخا گفت:
 «اگر پیراهن یوسف از پیش پاره شده، همسرت راست مى‏ گوید، و اگر پیراهنش از پشت دریده شده، همسرت دروغ مى‏ گوید و حق با یوسف است!»
كودك شیرخوار با استدلال و منطق، عزیز مصر را راهنمایى كرد؛ به گونه ‏اى كه جاى هیچ شك و شبهه‏ اى باقى نماند. عزیز مصر، كه دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، و همسرش گناهكار است، خطاب به همسرش گفت:
 «این، از مكر و حیله شما زنان است. اى زن! از گناهت استغفار كن كه كار بدى كرده ‏اى.»
و به یوسف گفت: «اى یوسف! از این موضوع صرف نظر كن، و این راز را برملا ننما، كه آبروى خانوادگى ما بر باد مى‏ رود ....»
خلاصه این كه
از آلودگى محیط و مكانهایى كه زمینه گناه فراهم است، باید فرار كرد، هر چند همچون حضرت یوسف علیه السلام، در درجه‏ اى عالى از ایمان باشیم.
این راهى است كه به بسیارى از جوانان توصیه كرده‏ ایم، و آنها كه عمل كرده ‏اند، و نتیجه گرفته‏ اند.

ب- بر همه لازم است كه امكان ازدواج آسان را براى جوانان فراهم كنند.
از چشم هم چشمى ‏ها، تشریفات كمرشكن، مهریّه‏ هاى سنگین، مجالس جشن پر خرج، پیش شرط هاى نامعقول و مانند آن، به خاطر رضاى خدا و نجات فرزندانشان صرف نظر كنند؛ تا آنها به راحتى بتوانند زندگى مشترك ساده‏ اى را آغاز كنند.
بدون شك اگر سطح انتطارات و توقّعات پایین، و تشریفات در حدّ وسع و قدرت جوانان باشد، جلوى بسیارى از مفاسد گرفته مى‏ شود. و این امكان‏پذیر است.
كسانى كه، به هر شكل، به سنگین شدن بار ازدواج و سخت‏ تر شدن شرایط آن كمك مى‏ كنند، شریك گناهان جوانانى هستند كه به خاطر این تشریفات كمر شكن، قادر بر ازدواج نیستند و آلوده اعمال منافى عفّت مى ‏شوند!
چرا كه هر كس سنّت سیّئه ‏اى را پایه گذارى كند، در گناه كسانى كه به آن سنّت عمل‏ مى ‏كنند شریك و سهیم خواهد بود، بدون آن كه از گناه آنان چیزى كاسته شود!
آرى، با تحقّق این دو امر، امكان پاكدامنى در عصر فساد و فحشاء نیز وجود خواهد داشت.2
 
_______________________________________________________
1. آیت الله مکارم، سوگندهای پر بار قرآن، ص 90
2. آیت الله مکارم، والاترین بندگان، ص 200-197
 



طبقه بندی: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: پاک ماندن، پاکدامنی، فساد، ازدواج، مشکلات جوانان،
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393 | 02:01 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

 

ضمن تقدیر وتشکر از دوستان عزیزی که درپست های قبلی همراه ما بودند ونظرات زیبای آنهاباعث دلگرمی ما شد در پست قبلی سه راهکار عملی برای نجات از منجلاب گناه خود ارضائی بیان شد البته این راهکارها عمومی بود و برای کسانی که در دام این گناه گرفتار نشده اند نیز قطعا مثمر ثمر خواهد بود

در این پست نیز تعداد دیگری از این راهکارها را بیان می کنیم

اما ادامه راهکارها


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: نجات، منجلاب، راهکارعملی، ترک استمناء، خودارضایی،
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391 | 06:12 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات
تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم